تاثیرروش بازی درمانی دربرطرف کردن حس افسردگی در دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_9413

تاریخ نمایه سازی: 23 اسفند 1404

چکیده مقاله:

افسردگی در کودکان دبستانی در دهه های اخیر به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های حوزه سلامت روان کودک و روان شناسی مدرسه شناخته شده است. اگرچه در گذشته تصور می شد کودکان به دلیل سطح رشد شناختی پایین تر، تجربه ای مشابه بزرگسالان از افسردگی ندارند، اما پژوهش های جدید نشان داده اند که اختلال افسردگی اساسی می تواند از سال های اولیه دبستان آغاز شود و در صورت عدم مداخله به موقع، پیامدهای تحصیلی، اجتماعی و هیجانی گسترده ای به همراه داشته باشد. بر اساس معیارهای تشخیصی ارائه شده در Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders، افسردگی در کودکان ممکن است به صورت خلق تحریک پذیر، کاهش علاقه به فعالیت های لذت بخش، افت تمرکز، احساس بی ارزشی، اختلال خواب، شکایات جسمانی و کناره گیری از تعاملات همسالان ظاهر شود. این نشانه ها نه تنها عملکرد تحصیلی دانش آموزان را مختل می کند، بلکه بر شکل گیری هویت، عزت نفس و روابط اجتماعی آنان نیز اثر منفی می گذارد.در این میان، بازی به عنوان زبان طبیعی کودک، جایگاهی بنیادی در رشد شناختی و هیجانی او دارد. نظریه های تحولی کلاسیک و معاصر، به ویژه دیدگاه های Jean Piaget و Lev Vygotsky، بر نقش اساسی بازی در سازمان دهی تجربه ها، رشد کارکردهای اجرایی و درونی سازی قواعد اجتماعی تاکید کرده اند. بر همین اساس، بازی درمانی به عنوان رویکردی تخصصی در مداخلات کودک محور شکل گرفته است. رویکرد کودک محور بازی درمانی که توسط Virginia Axline توسعه یافت، بر ایجاد رابطه ای مبتنی بر پذیرش بی قیدوشرط، همدلی و احترام به خودمختاری کودک تاکید دارد و بازی را ابزاری برای خودبیانگری، تخلیه هیجانی و بازسازی تجارب درونی می داند. افزون بر آن، رویکردهای تلفیقی مانند بازی درمانی شناختی–رفتاری با الهام از نظریه شناختی Aaron T. Beck، تلاش می کنند از طریق فعالیت های نمادین و ساختاریافته، الگوهای فکری منفی و باورهای ناکارآمد مرتبط با افسردگی را اصلاح کنند.هدف از مقاله حاضر، ارائه یک مرور جامع از پژوهش های داخلی و بین المللی درباره تاثیر بازی درمانی در کاهش حس افسردگی در دانش آموزان ابتدایی است. در این راستا، مطالعات انجام شده در محیط های بالینی و آموزشی بررسی شده و شواهد مربوط به اثربخشی انواع مختلف بازی درمانی (فردی، گروهی، شناختی–رفتاری و مبتنی بر رابطه والد–کودک) تحلیل گردیده است. نتایج این مرور نشان می دهد که بازی درمانی می تواند به طور معناداری موجب کاهش نشانه های خلق افسرده، افزایش عزت نفس، بهبود مهارت های تنظیم هیجان، تقویت مهارت های اجتماعی و افزایش مشارکت تحصیلی شود. همچنین یافته ها حاکی از آن است که مداخلات بازی محور در مقایسه با برخی رویکردهای صرفا کلامی، برای کودکان دبستانی جذاب تر و متناسب تر با سطح رشدی آنان است و در نتیجه، همکاری درمانی بیشتری ایجاد می کند.علاوه بر جنبه درمانی، بازی درمانی می تواند نقش پیشگیرانه نیز ایفا کند؛ به ویژه زمانی که در قالب برنامه های مدرسه محور و با مشارکت مشاوران و معلمان اجرا شود. فراهم سازی اتاق های بازی درمانی در مدارس ابتدایی و آموزش مهارت های بازی محور به مشاوران مدرسه می تواند به شناسایی زودهنگام نشانه های افسردگی و مداخله سریع کمک کند. با توجه به افزایش فشارهای تحصیلی، تغییرات ساختار خانواده و گسترش عوامل استرس زای اجتماعی، بهره گیری از روش های رشد محور و غیرتهدیدکننده مانند بازی درمانی بیش از پیش ضرورت یافته است. در مجموع، شواهد نظری و تجربی نشان می دهد که بازی درمانی رویکردی اثربخش، ایمن و سازگار با نیازهای تحولی دانش آموزان ابتدایی است و می تواند به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی در ارتقای سلامت روان مدارس مورد توجه قرار گیرد.

نویسندگان

ماهرخ مهرزادفر

کارشناس آموزش ابتدایی،دانشگاه آزاداسلامی واحد نیشابور