نقش سواد دیجیتال در توسعه مهارت های یادگیری مستقل دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_9398

تاریخ نمایه سازی: 23 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در عصر حاضر که با عنوان عصر اطلاعات و جامعه شبکه ای شناخته می شود، تحولات شگرفی در تمامی ابعاد زندگی بشر به ویژه در حوزه های تعلیم و تربیت رخ داده است. این دگرگونی های بنیادین، ضرورت بازنگری در الگوهای سنتی آموزش و حرکت به سوی رویکردهای نوین یادگیری را بیش از پیش نمایان ساخته است. نظام های آموزشی پیشرو در سطح جهان، هدف غایی خود را پرورش انسان هایی می دانند که قادرند به طور پیوسته و مستقل در طول زندگی خود به یادگیری بپردازند. در این راستا، سواد دیجیتال به عنوان یکی از کلیدی ترین شایستگی های قرن بیست و یکم، نقشی بی بدیل و تعیین کننده در توانمندسازی دانش آموزان برای دستیابی به استقلال تحصیلی و یادگیری خودراهبر ایفا می کند. مقاله حاضر با هدف بررسی و تبیین عمیق نقش سواد دیجیتال در توسعه مهارت های یادگیری مستقل دانش آموزان تدوین شده است و با رویکردی تحلیلی-توصیفی، تلاش می کند تا ابعاد پنهان و آشکار این تعامل پیچیده را در بستر نظام آموزش و پرورش مورد واکاوی قرار دهد. در این پژوهش، سواد دیجیتال نه صرفا به معنای توانایی کار با ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری، بلکه به عنوان یک مفهوم چندوجهی شامل سواد اطلاعاتی، سواد رسانه ای، تفکر انتقادی در محیط وب و توانایی حل مسئله در فضای سایبری در نظر گرفته شده است. نتایج این بررسی جامع نشان می دهد که تجهیز دانش آموزان به مهارت های سواد دیجیتال، از طریق فراهم آوردن امکان دسترسی نامحدود به منابع اطلاعاتی متنوع، تسهیل ارتباطات علمی، ایجاد فرصت های یادگیری شخصی سازی شده و تقویت مهارت های فراشناختی، بستری بی نظیر برای گذار از یادگیری وابسته به معلم (پداگوژی سنتی) به سوی یادگیری مستقل و خودتنظیم (هوتاگوژی) فراهم می آورد. دانش آموزانی که از سطح بالایی از سواد دیجیتال برخوردارند، توانایی بیشتری در هدف گذاری آموزشی، انتخاب منابع مناسب، مدیریت زمان یادگیری، خودارزیابی و بازاندیشی در فرآیند یادگیری خود نشان می دهند. با این وجود، تحقق این مهم در نظام آموزش و پرورش ایران با چالش های ساختاری، فرهنگی و پداگوژیک متعددی از جمله شکاف دیجیتال، مقاومت در برابر تغییرات آموزشی، ضعف زیرساخت های فناوری و فقدان برنامه های درسی مبتنی بر فناوری مواجه است. در نهایت، این مقاله راهبردها و پیشنهادهای کاربردی متعددی را برای سیاست گذاران، برنامه ریزان درسی و معلمان ارائه می دهد تا با ادغام اثربخش فناوری در برنامه های آموزشی و تغییر نقش معلم از «انتقال دهنده دانش» به «تسهیل گر یادگیری»، زمینه را برای نهادینه سازی فرهنگ یادگیری مستقل و پرورش شهروندانی توانمند، خلاق و یادگیرنده مادام العمر در جامعه ایران فراهم آورند.

نویسندگان

فرزانه حیاتی

کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

فاطمه تاتار

کارشناسی تاریخ دانشگاه ادبیات علوم انسانی زاهدان

نجمه سعادتیار

کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران