واکاوی جایگاه روش های فعال تدریس در بهبود کیفیت آموزش ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9995

تاریخ نمایه سازی: 22 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در عصر حاضر که تحولات شتابان علمی و فناوری، تمامی ارکان جوامع بشری را تحت الشعاع قرار داده است، نظام های آموزشی نیز ناگزیر به بازنگری بنیادین در ساختارها، اهداف و رویکردهای یاددهی-یادگیری خود هستند. در این میان، مقطع آموزش ابتدایی به عنوان خشت اول و شالوده اصلی نظام تعلیم و تربیت، از حساسیتی مضاعف برخوردار است؛ چرا که شاکله شخصیتی، شناختی و اجتماعی افراد در این دوران طلایی شکل می گیرد. مقاله حاضر با هدف «واکاوی جایگاه روش های فعال تدریس در بهبود کیفیت آموزش ابتدایی» به رشته تحریر درآمده است و تلاش می کند تا با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و مرور نظام مند اسناد بالادستی، مقالات پژوهشی و مبانی نظری موجود، ابعاد گوناگون این گذار پارادایمی را مورد سنجش قرار دهد. در دهه های گذشته، استیلای روش های سنتی و معلم محور که مبتنی بر انتقال یک سویه اطلاعات، حفظیات طوطی وار و انفعال مطلق دانش آموزان بود، لطمات جبران ناپذیری بر خلاقیت، انگیزه و مهارت های تفکر انتقادی نوآموزان وارد ساخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که جایگزینی رویکردهای نوین و فعال تدریس نظیر یادگیری پروژه محور، یادگیری مشارکتی، کاوشگری، ایفای نقش و آموزش مبتنی بر بازی، نه تنها به تعمیق و پایداری یادگیری می انجامد، بلکه نقشی بی بدیل در ارتقای مهارت های نرم، هوش هیجانی، خودکارآمدی، تاب آوری و جامعه پذیری دانش آموزان ایفا می کند. روش های فعال با تغییر نقش معلم از «دانای کل» به «تسهیل گر و راهنما»، دانش آموز را در کانون فرایند یادگیری قرار داده و او را به سازنده فعال دانش تبدیل می نمایند. با این وجود، استقرار این روش ها در بستر نظام آموزش و پرورش ایران با چالش ها و موانع متعددی از جمله تراکم بالای دانش آموزان در کلاس های درس، کمبود زیرساخت ها و امکانات فیزیکی، انعطاف ناپذیری برنامه های درسی، غلبه نظام ارزشیابی کمی و نمره محور، و همچنین کاستی های موجود در دوره های توانمندسازی و تربیت معلم مواجه است. در این مقاله ضمن کالبدشکافی این موانع، راهبردها و الزامات سیاستی جامعی جهت غلبه بر آن ها ارائه شده است. تمرکز بر بازطراحی معماری کلاس های درس، تمرکززدایی از برنامه های درسی، اصلاح نظام سنجش به سمت ارزشیابی های کیفی و فرآیندی، و سرمایه گذاری استراتژیک در دانشگاه فرهنگیان جهت تربیت نومعلمان آشنا به پداگوژی های نوین، از جمله مهم ترین توصیه های این پژوهش به سیاست گذاران، برنامه ریزان درسی و مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش برای تحقق اهداف سند تحول بنیادین می باشد.

کلیدواژه ها:

کلمات کلیدی: آموزش ابتدایی ، روش های فعال تدریس ، کیفیت آموزشی ، یادگیری سازنده گرا ، نظام آموزش و پرورش ، تفکر انتقادی ، سند تحول بنیادین.

نویسندگان

سعید طاهری

کارشناسی حسابداری دانشگاه آزاد قروه