هوش مصنوعی و دگرگونی الگوی تدریس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9975
تاریخ نمایه سازی: 22 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در عصر حاضر، ظهور و گسترش پرشتاب فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، تمامی ارکان جوامع بشری را دستخوش تغییرات شگرفی ساخته است و نهاد آموزش و پرورش نیز به عنوان متولی اصلی تربیت و آماده سازی نسل های آینده، از این قاعده مستثنی نیست. مقاله پیش رو با هدف بررسی عمیق و همه جانبه تاثیرات هوش مصنوعی بر دگرگونی الگوهای سنتی تدریس و ارائه یک چارچوب مفهومی و کاربردی برای پیاده سازی این فناوری در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران تدوین شده است. در این پژوهش که با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد بالادستی و مقالات پیشرو در سطح بین المللی و ملی انجام پذیرفته است، نشان داده می شود که هوش مصنوعی صرفا یک ابزار کمک آموزشی تقلیل گرایانه نیست، بلکه یک کاتالیزور قدرتمند برای تغییر پارادایمیک (الگویی) در فلسفه، پداگوژی و روش شناسی آموزش است. در الگوهای سنتی، آموزش عموما مبتنی بر رویکرد «یک اندازه برای همه» (One-Size-Fits-All) و انتقال یک سویه دانش از معلم به دانش آموز بوده است؛ رویکردی که در مواجهه با تنوع استعدادها، سبک های یادگیری و نیازهای شناختی دانش آموزان در قرن بیست و یکم، به شدت ناکارآمد جلوه می کند. این مقاله به تفصیل تبیین می نماید که چگونه سامانه های یادگیری تطبیقی مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند با تحلیل لحظه ای کلان داده های آموزشی (Educational Big Data)، مسیر یادگیری هر دانش آموز را به صورت کاملا فردی سازی شده طراحی کنند. همچنین، این پژوهش به صورت انتقادی به تغییر نقش معلم می پردازد و استدلال می کند که ورود ماشین های هوشمند به کلاس درس، نه تنها به معنای حذف فیزیکی یا تقلیل جایگاه معلم نیست، بلکه نقطه عطفی برای ارتقای نقش او از یک «انتقال دهنده صرف اطلاعات» به یک «تسهیل گر آموزشی»، «طراح محیط های یادگیری» و «مربی هوش هیجانی و اخلاقی» است. علاوه بر مزایای بی شمار، این مقاله با نگاهی واقع بینانه و انتقادی، چالش های بنیادین پیش روی نظام آموزش و پرورش ایران در مسیر این گذار تاریخی را مورد کالبدشکافی قرار می دهد؛ چالش هایی نظیر شکاف دیجیتال میان مناطق برخوردار و محروم، نگرانی های عمیق پیرامون حریم خصوصی داده های دانش آموزان، سوگیری های پنهان الگوریتمی و فقدان زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری بومی. در نهایت، با استناد به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و با در نظر گرفتن اقتضائات فرهنگی و اجتماعی ایران، راهبردهایی کلان جهت سیاست گذاری، تدوین محتوای آموزشی تعاملی، توانمندسازی معلمان و ایجاد بستر قانونی و اخلاقی برای هم زیستی هوشمندانه با هوش مصنوعی در محیط های آموزشی ارائه می گردد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک نقشه راه راهبردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان درسی، مدیران آموزشی و معلمان مورد استفاده قرار گیرد تا با درک صحیح از این دگردیسی فناورانه، آموزش و پرورش ایران را به سوی کارآمدی، عدالت آموزشی و پویایی رهنمون سازند.
کلیدواژه ها:
کلمات کلیدی مقاله: هوش مصنوعی در آموزش ، دگرگونی الگوی تدریس ، یادگیری شخصی سازی شده ، پداگوژی نوین ، آموزش و پرورش ایران ، ارزیابی تکوینی ، فناوری های آموزشی.
نویسندگان
ربیع اله رخدار
کارشناسی راهنمایی و مشاوره دانشگاه پردیس شهید رجایی شیراز