نقش بنیادین هوش مصنوعی در تحول نظام آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9974
تاریخ نمایه سازی: 22 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در عصر حاضر، ظهور فناوری های نوین و در راس آن ها هوش مصنوعی، تمامی ارکان زندگی بشر را دستخوش تغییرات شگرفی کرده است. در این میان، نهاد آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی تربیت نیروی انسانی و شکل دهی به آینده جوامع، بیش از هر بخش دیگری نیازمند همگامی با این تحولات بنیادین است. مقاله حاضر با هدف بررسی جامع، دقیق و موشکافانه نقش هوش مصنوعی در تحول نظام آموزشی تدوین شده است. این پژوهش که با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و مرور اسناد بالادستی انجام پذیرفته، به دنبال پاسخگویی به این پرسش اساسی است که هوش مصنوعی چگونه می تواند ساختار سنتی آموزش و پرورش را به یک اکوسیستم پویا، هوشمند و انسان محور تبدیل نماید. در دهه های گذشته، نظام های آموزشی عمدتا بر پایه مدل های صنعتی و استانداردسازی شده بنا شده بودند؛ مدل هایی که در آن ها انتقال اطلاعات به صورت یک سویه و یکسان به تمامی دانش آموزان، فارغ از تفاوت های فردی، استعدادها و سبک های یادگیری آنان صورت می گرفت. اما امروزه، با ورود الگوریتم های یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی و شبکه های عصبی عمیق به عرصه تعلیم و تربیت، پارادایم آموزش در حال گذار از «آموزش توده ای» به «یادگیری شخصی سازی شده و تطبیقی» است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی نه تنها به عنوان یک ابزار کمک آموزشی، بلکه به مثابه یک شریک شناختی می تواند در سه سطح خرد (فراگیران)، میانی (معلمان و مدیران مدارس) و کلان (سیاست گذاران آموزشی) تحول آفرین باشد. در سطح خرد، هوش مصنوعی با تحلیل لحظه ای داده های عملکردی دانش آموزان، محتوا و مسیر یادگیری را متناسب با نیازهای دقیق هر فرد تنظیم می کند و از این طریق، ضمن کاهش نرخ افت تحصیلی، انگیزه و درگیری تحصیلی را به شکل چشمگیری افزایش می دهد. در سطح میانی، این فناوری با برعهده گرفتن وظایف تکراری و زمان بر اداری و ارزیابی، نقش معلم را از یک انتقال دهنده صرف دانش به یک تسهیل گر، مربی همدل و طراح تجربه های یادگیری ارتقا می بخشد. همچنین در سطح کلان، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی با پیش بینی روندهای آموزشی، بهینه سازی تخصیص منابع و ایجاد بسترهای آموزش مجازی هوشمند، می توانند گام های موثری در راستای تحقق عدالت آموزشی و دسترسی برابر به منابع یادگیری باکیفیت در مناطق محروم و دورافتاده بردارند. با این وجود، ادغام این فناوری قدرتمند در نظام آموزش و پرورش عاری از چالش نیست. مسائل پیچیده ای نظیر حفظ حریم خصوصی داده های دانش آموزان، سوگیری های پنهان در الگوریتم ها، شکاف دیجیتال و نیاز مبرم به زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، نیازمند تدوین چارچوب های اخلاقی و قانونی مدون است. نتیجه گیری این مقاله بر این اصل تاکید دارد که آموزش و پرورش برای بهره مندی حداکثری از ظرفیت های هوش مصنوعی، نیازمند یک بازنگری اساسی در برنامه های درسی، روش های سنجش و مدل های تربیت معلم است تا بتواند نسلی خلاق، نقاد و سازگار با عدم قطعیت های دنیای فردا پرورش دهد.
کلیدواژه ها:
کلمات کلیدی مقاله: هوش مصنوعی ، تحول نظام آموزشی ، یادگیری شخصی سازی شده ، آموزش و پرورش هوشمند ، عدالت آموزشی ، فناوری اطلاعات در آموزش ، دستیارهای آموزشی هوشمند.
نویسندگان
لیلا حیدری علمدارلو
کاردانی حرفه و فن دانشگاه تربیت معلم شهید باهنر شهرکرد