بررسی اثربخشی بلندمدت یادگیری مبتنی بر کاوش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9951
تاریخ نمایه سازی: 22 اسفند 1404
چکیده مقاله:
یادگیری مبتنی بر کاوش یکی از رویکردهای نوین و پویا در حوزه آموزش و پرورش است که طی دهه های اخیر توجه پژوهشگران، متخصصان تعلیم و تربیت و سیاست گذاران آموزشی را به طور چشمگیری به خود جلب کرده است. این رویکرد آموزشی که ریشه در نظریه های سازنده گرایی، یادگیری اکتشافی برونر و آموزش پژوهش محور دیویی دارد، بر محوریت فعال دانش آموز در فرایند یادگیری تاکید می کند و معلم را از جایگاه انتقال دهنده اطلاعات به نقش تسهیل گر و راهنما ارتقا می دهد. در این رویکرد، دانش آموزان از طریق طرح پرسش، جمع آوری داده، تحلیل اطلاعات، آزمایش فرضیه ها و استنتاج نتایج به دانش دست می یابند؛ فرایندی که نه تنها محتوای درسی را در ذهن آن ها تثبیت می کند، بلکه مهارت های تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت و استقلال فکری را نیز در آن ها پرورش می دهد.پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بلندمدت یادگیری مبتنی بر کاوش در نظام آموزش و پرورش ایران و مقایسه آن با رویکردهای سنتی آموزشی انجام شده است. این مطالعه با بهره گیری از روش مروری-تحلیلی و با استناد به پژوهش های داخلی و خارجی، ابعاد مختلف این رویکرد را از جنبه های شناختی، عاطفی، اجتماعی و مهارتی مورد تحلیل قرار داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که یادگیری مبتنی بر کاوش در مقایسه با شیوه های تدریس سنتی، تاثیرات عمیق تر و پایدارتری بر حافظه بلندمدت دانش آموزان، انگیزه تحصیلی، مشارکت فعال در یادگیری و توانایی انتقال دانش به موقعیت های جدید دارد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که این رویکرد زمینه ساز شکل گیری هویت علمی، روحیه پژوهشگری و آمادگی برای یادگیری مادام العمر در دانش آموزان می شود.با این حال، اجرای موفق این رویکرد مستلزم تحولات اساسی در ساختار برنامه درسی، محیط های یادگیری، نظام ارزشیابی و آموزش معلمان است. چالش هایی نظیر محدودیت های زمانی، کمبود منابع، مقاومت فرهنگی برخی معلمان و والدین در برابر تغییر، و فشار آزمون های استاندارد از جمله موانع جدی بر سر راه گسترش این رویکرد در نظام آموزشی ایران محسوب می شوند. پیشنهادهای این مقاله شامل طراحی و اجرای برنامه های جامع ضمن خدمت برای معلمان، بازنگری در نظام ارزشیابی آموزشی، توسعه زیرساخت های فیزیکی و فناورانه مدارس و فرهنگ سازی گسترده در میان خانواده ها و جامعه آموزشی است. در مجموع، شواهد علمی موجود به قدری قوی و همسو هستند که می توان با اطمینان ادعا کرد که توسعه و ترویج یادگیری مبتنی بر کاوش در مدارس ایران، یک ضرورت انکارناپذیر برای تربیت نسلی توانمند، خلاق و آماده برای زندگی در قرن بیست ویکم است.
کلیدواژه ها:
کلیدواژگان: یادگیری مبتنی بر کاوش ، اثربخشی بلندمدت ، آموزش و پرورش ، تفکر انتقادی ، یادگیری فعال ، انگیزه تحصیلی ، سازنده گرایی ، مهارت های قرن بیست ویکم
نویسندگان
مهرنوش جویلی
کارشناسی زیست شناسی سلولی مولکولی دانشگاه الزهرا تهران