بررسی چالش های سواد رسانه ای و تفکر انتقادی در عصر هوش مصنوعی بر روی دانش آموزان مدارس
محل انتشار: چهارمین کنفرانس ملی مطالعات خانواده و مدرسه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
FSCH04_1082
تاریخ نمایه سازی: 21 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانه ای، به بررسی چالش های سواد رسانه ای و تفکر انتقادی دانش آموزان در عصر هوش مصنوعی می پردازد. این مطالعه نشان می دهد که با وجود فواید فراوان هوش مصنوعی در شخصی سازی و تسهیل فرآیندهای آموزشی، نفوذ ابزارهای تولید محتوای هوشمند مانند مدل های زبان بزرگ و نرم افزارهای تولید تصویر، تهدیدات جدید و پیچیده ای را متوجه محیط یادگیری و توانایی های شناختی دانش آموزان کرده است. در دوران کنونی، حجم عظیمی از اطلاعات، که بسیاری از آن ها توسط الگوریتم ها و AI تولید می شوند، در دسترس دانش آموزان قرار دارد. این امر، چالش های جدی را در دو حوزه ی کلیدی سواد رسانه ای و تفکر انتقادی ایجاد کرده است : ۱- چالش های سواد رسانه ای : هوش مصنوعی، به ویژه با تولید محتوای "عمیقا جعلی" و متون باورپذیر اما نادرست، توانایی دانش آموزان را برای تشخیص صحت، منبع و اصالت اطلاعات به شدت دشوار ساخته است. تشخیص مرز میان محتوای تولیدشده توسط انسان و محتوای تولیدشده توسط ماشین، به یک مهارت حیاتی تبدیل شده است. دانش آموزان باید قادر باشند تا هدف و سوگیری الگوریتم ها را درک کنند، نه اینکه صرفا مصرف کننده محتوای آن ها باشند. ۲- چالش های تفکر انتقادی : دسترسی آسان و سریع به پاسخ ها و راه حل های تولیدشده توسط AI، می تواند تمایل دانش آموزان به تحلیل عمیق، استدلال و تلاش شناختی را کاهش دهد. زمانی که پاسخ ها به آسانی در دسترس هستند، انگیزه ی درونی برای درگیر شدن با فرآیندهای سطح بالای شناختی مانند تحلیل، ارزیابی و ترکیب مفاهیم کاهش می یابد. این امر می تواند به نوعی وابستگی شناختی به فناوری منجر شود که مانع رشد تفکر انتقادی و مهارت های حل مسئله می شود. نتایج نشان می دهد که برای مقابله با این چالش ها، نظام آموزشی نیازمند یک بازنگری استراتژیک است. مدیران و معلمان باید فورا چارچوب های آموزشی جدیدی را طراحی کنند که بر آموزش سواد الگوریتمی، اخلاق دیجیتال و استدلال مستقل تمرکز داشته باشند. همچنین، تاکید بر یادگیری مبتنی بر پرسش و تکالیف نیازمند خلاقیت و سنتز انسانی، به عنوان استراتژی های کلیدی برای حفظ و تقویت تفکر انتقادی در عصر AI پیشنهاد می شود. این مطالعه نتیجه می گیرد که موفقیت آموزشی در آینده، در گرو توانمندسازی دانش آموزان برای تسلط بر ابزارهای AI و نه فقط مصرف آن ها است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نازی کاردگر
لیسانس، زمین شناسی، دبیر