مروری بر مبانی انسان شناختی تربیت: مطالعه تطبیقی آرای ساختارگرایان، پسا ساختارگرایان و اندیشمندان مسلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

FSCH04_797

تاریخ نمایه سازی: 17 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این مطالعه با هدف تبیین و مقایسه مبانی انسان شناختی ساختارگرایی (با محوریت توماس هابز)، پساساختارگرایی و اندیشه اسلامی (با تاکید بر آرای علامه طباطبایی) و استخراج دلالت های تربیتی آنها انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی و از طریق مرور نظام مند منابع کتابخانه ای انجام شد و داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها نشان داد که مبانی انسان شناختی، جهت گیری هر نظام تربیتی را تعیین می کند. انسان شناسی مادی گرای هابز، متضمن تربیتی اقتدارگرا و امنیت محور با هدف تربیت شهروندان مطیع است. در مقابل، پساساختارگرایان با انکار ذات ثابت برای انسان، به تربیتی نقاد و واسازانه معتقدند که بر چالش کشیدن گفتمان های مسلط تاکید دارد. در میانه این دو، انسان شناسی علامه طباطبایی، با تصویرکردن انسان به عنوان موجودی دوساحتی (جسم و روح) و برخوردار از فطرتی الهی، به تربیتی فضیلت محور و کمال گرا راه می برد که غایت آن «قرب الهی» و شکوفایی تمام استعدادهای فطری است.نتیجه گیری کلی حاکی از آن است که نقطه قوت اندیشه اسلامی، ارائه تصویری جامع و متعادل از انسان است که از تقلیل گرایی مکاتب دیگر پرهیز کرده و قادر به طراحی نظام تربیتی متوازنی است که همزمان به رشد فردی، تعالی اجتماعی و کمال معنوی می اندیشد.

نویسندگان

سلماز فرامرزی گروسی

استادیار گروه علوم تربیتی،دانشگاه پیام نور تهران، ایران

سلیمه زارعی

کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش دانشکده علوم تربیتی،دانشگاه پیام نور تهران، ایران