بررسی میزان تاثیر نظارت آموزشی هدفمند بر بهبود تدریس دروس پایه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 82

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERPS01_4147

تاریخ نمایه سازی: 16 اسفند 1404

چکیده مقاله:

نظارت آموزشی یکی از ارکان اساسی مدیریت اثربخش مدارس است که نقش مهمی در ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری ایفا می کند. در سال های اخیر، تغییر رویکرد از نظارت سنتی و کنترل محور به نظارت آموزشی هدفمند و حمایتی، مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران آموزشی قرار گرفته است. نظارت آموزشی هدفمند، فرآیندی نظام مند، برنامه ریزی شده و مبتنی بر شواهد است که با هدف بهبود عملکرد حرفه ای معلمان و ارتقای کیفیت تدریس دروس پایه انجام می شود. دروس پایه به دلیل نقش زیربنایی در شکل گیری مهارت های اساسی خواندن، نوشتن، ریاضیات و تفکر علمی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند و هرگونه ضعف در تدریس این دروس می تواند پیامدهای بلندمدتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر نظارت آموزشی هدفمند بر بهبود تدریس دروس پایه انجام شد. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از روش پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری شامل معلمان دروس پایه مدارس ابتدایی بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مولفه های نظارت هدفمند (برنامه ریزی، مشاهده کلاسی، بازخورد سازنده، توانمندسازی حرفه ای و پیگیری مستمر) و شاخص های بهبود تدریس (تنوع روش های تدریس، مدیریت کلاس، ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تعامل معلم–دانش آموز) بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین نظارت آموزشی هدفمند و بهبود کیفیت تدریس دروس پایه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. معلمانی که تحت نظارت هدفمند و حمایتی قرار داشتند، در مقایسه با معلمانی که نظارت سنتی و صرفا اداری را تجربه می کردند، از روش های تدریس متنوع تری استفاده می کردند، بازخورد موثرتری به دانش آموزان ارائه می دادند و مدیریت کلاس کارآمدتری داشتند. همچنین نتایج نشان داد که بازخورد سازنده و گفت وگوی حرفه ای پس از مشاهده کلاس، بیشترین تاثیر را در بهبود عملکرد تدریس داشته است. از دیگر نتایج مهم پژوهش می توان به افزایش انگیزه حرفه ای معلمان در اثر نظارت حمایتی اشاره کرد. زمانی که نظارت با رویکرد راهنمایی، مشارکت و توانمندسازی انجام شود، معلمان آن را فرصتی برای رشد حرفه ای تلقی می کنند نه ابزاری برای ارزیابی تنبیهی. این نگرش مثبت موجب افزایش تعهد سازمانی، خلاقیت در تدریس و تمایل به استفاده از روش های نوین آموزشی می شود. با این حال، نتایج نشان داد که اثربخشی نظارت آموزشی هدفمند وابسته به چند عامل کلیدی است؛ از جمله مهارت ناظران در ارائه بازخورد تخصصی، استمرار فرآیند نظارت، ایجاد فضای اعتماد متقابل و همسویی نظارت با اهداف برنامه درسی. در مواردی که نظارت به صورت مقطعی، غیرسیستماتیک یا بدون پیگیری اجرا شده بود، تاثیر معناداری بر بهبود تدریس مشاهده نشد. در مجموع، یافته های پژوهش نشان می دهد که نظارت آموزشی هدفمند، در صورتی که به صورت برنامه ریزی شده، مشارکتی و مبتنی بر شواهد اجرا شود، می تواند نقش موثری در ارتقای کیفیت تدریس دروس پایه ایفا کند و زمینه ساز بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان شود. بر این اساس، پیشنهاد می شود مدیران و معاونان آموزشی مدارس با تقویت مهارت های نظارتی خود و طراحی سازوکارهای منظم بازخورد حرفه ای، نظارت آموزشی را به ابزاری برای رشد و تعالی معلمان تبدیل کنند.

کلیدواژه ها:

کلمات کلیدی: نظارت آموزشی هدفمند ، بهبود تدریس ، دروس پایه ، رهبری آموزشی ، توانمندسازی معلمان

نویسندگان