معنای خستگی زیسته در مدرسه: فراتر از مفهوم فرسودگی شغلی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5822

تاریخ نمایه سازی: 15 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این مقاله با هدف توصیف و تبیین ساختارهای پدیدارشناسانه «خستگی» در جهان زیسته مدرسه، از چارچوب های مرسوم روانشناسی کار و مفهوم فرسودگی شغلی فاصله گرفته و خستگی را به مثابه یک پدیده وجودی و سیستمی مورد کاوش قرار می دهد. این پژوهش با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری-انتقادی (Phenomenology-Critical) تلاش می کند تا دریابد چگونه عقلانیت ابزاری حاکم بر سیستم آموزشی، بر خلاف ادعای کارایی، منجر به تحلیل رفتن معنا و در نتیجه تولید «خستگی زیسته» در تمام کنشگران (معلم، دانش آموز و کادر اداری) می شود. تحلیل ها نشان می دهد که خستگی در مدرسه صرفا نتیجه کار زیاد نیست، بلکه پیامد استعمار زیست جهان توسط منطق سیستم است (هابرماس).یافته های کلیدی پژوهش شامل پنج تم اصلی است: ۱. بدن معلق و زمان کش آمده (تحریف تجربه فیزیکی زمان و حضور)، ۲. خستگی به مثابه ابهام وجودی (از دست رفتن معنای فعالیت در فرآیند یادگیری)، ۳. دیوار شیشه ای عقلانیت ابزاری (مقاومت ناپذیری ساختارهای بوروکراتیک)، ۴. اقتدار فرسایشی و سکوت کلاسی (تاثیر اقتدار نرم بر تحلیل رفتن عاملیت) و ۵. سندروم "همیشه حاضر" (اجبار به حضور بدون عاملیت حقیقی). این خستگی عمیق، ظرفیت «عمل» (آرنت) و «گفتگوی اصیل» (گادامر) را در کلاس درس تضعیف می کند و به بازتولید سکوت اجتماعی می انجامد (باقری و نقیب زاده). نتیجه گیری نشان می دهد که غلبه عقلانیت ابزاری، کرامت انسانی را مخدوش ساخته و تنها راه خروج، بازآفرینی فضای گفتگوی پدیدارشناسانه در مدرسه است.

نویسندگان

مرتضی شمشیربند

آموزش و پرورش

احمد کریمی

آموزش و پرورش

طیبه اسدی کرم

آموزش و پرورش

سمیه یوسفی

آموزش و پرورش