بنیادهای فلسفی عقلانیت انتقادی و دلالت های آن برای تربیت معلم

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFETTRR01_3073

تاریخ نمایه سازی: 14 اسفند 1404

چکیده مقاله:

عقلانیت انتقادی به عنوان یکی از مهم ترین جریان های فکری در فلسفه معاصر، بر پایه بازاندیشی، خودآگاهی، گفت وگوی آزاد و نقد ساختارهای سلطه گر شکل گرفته است. این رویکرد با الهام از آموزه های فیلسوفانی چون یورگن هابرماس، پائولو فریره و اعضای مکتب فرانکفورت، تلاش دارد آموزش را از چارچوب های سنتی، تک ساحتی و اقتدارمحور رها ساخته و آن را به عرصه ای برای توانمندسازی، تحول اجتماعی و کنش آگاهانه بدل سازد. در این میان، تربیت معلم به عنوان حلقه ای کلیدی در زنجیره تحول آموزشی، نیازمند بازنگری بنیادین بر اساس اصول عقلانیت انتقادی است. مقاله حاضر با روش مروری-تحلیلی، به واکاوی مبانی فلسفی عقلانیت انتقادی پرداخته و پیامدهای آن را برای حوزه تربیت معلم بررسی می کند. یافته های نظری مقاله حاکی از آن است که تحقق عقلانیت انتقادی در تربیت معلم مستلزم پرورش معلمانی است که نه تنها دانش و مهارت حرفه ای دارند، بلکه قادرند ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موثر بر آموزش را تحلیل و نقد کنند. از جمله دلالت های کلیدی عقلانیت انتقادی برای تربیت معلم می توان به ارتقای خودآگاهی انتقادی، تقویت روحیه پرسشگری، توانمندسازی در برابر سلطه های نهادی، و ایجاد فضایی مشارکتی و دموکراتیک در فرایند تعلیم و تربیت اشاره کرد. این مقاله تلاش می کند تا با تبیین این دلالت ها، افق های تازه ای برای طراحی برنامه های تربیت معلم در راستای تحول خواهی و عدالت محوری ترسیم نماید.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

فریده رحمانی

نویسنده اول