تاثیر آموزش مهارت های زندگی روزمره بر استقلال و کیفیت زندگی کودکان کم توان ذهنی دبستان غدیر سراوان

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PJLCON01_141

تاریخ نمایه سازی: 13 اسفند 1404

چکیده مقاله:

کودکان کم توان ذهنی به دلیل محدودیت های شناختی و تطابقی، در انجام فعالیت های روزمره مانند بهداشت شخصی، لباس پوشیدن، غذا خوردن مستقل، مدیریت وسایل و تعاملات اجتماعی اولیه با مشکلات جدی روبرو هستند. این محدودیت ها نه تنها استقلال فردی آن ها را کاهش می دهد، بلکه کیفیت زندگی شان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و اغلب منجر به وابستگی طولانی مدت به خانواده و جامعه می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش سیستماتیک مهارت های زندگی روزمره بر افزایش سطح استقلال و بهبود کیفیت زندگی این کودکان در دبستان غدیر سراوان (واقع در استان سیستان و بلوچستان) انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر (سنین ۸ تا ۱۲ سال) این مدرسه بود که از میان آن ها ۳۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور ت صادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) تقسیم شدند. ابزارهای جمع آوری داده شامل مقیاس مهارت های سازشی واینلند برنامه آموزشی برای گروه آزمایش در ۲۰ جلسه ۴۵ دقیقه ای (دو بار در هفته) اجرا شد که شامل آموزش عملی مهارت های خودیاری، بهداشت، مهارت های اجتماعی ساده، سازماندهی محیط و ایمنی روزمره با استفاده از روش های بازی محور، نقش بازی، تکرار و تقویت مثبت بود. گروه کنترل تنها آموزش های روتین مدرسه را دریافت کرد. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری t جفتی و t مستقل نشان داد که آموزش مهارت های زندگی روزمره به طور معناداری (p<۰.۰۰۱) استقلال فردی کودکان را در حوزه های خودیاری، اجتماعی و سازماندهی افزایش داد و کیفیت زندگی آن ها را از جنبه های رضایت شخصی، روابط اجتماعی، اعتماد به نفس و بهزیستی روانشناختی بهبود بخشید. میانگین نمرات استقلال از ۴۲.۵ در پیش آزمون به ۷۹.۳ در پس آزمون رسید و کیفیت زندگی حدود ۳۵ درصد ارتقا یافت. این یافته ها با پژوهش های داخلی مانند کاشی علی آبادی و همکاران (۱۴۰۴)، وحید (۱۳۹۶)، درودفر (۱۳۹۵) و قائیدی و همکاران (۱۴۰۰) همخوانی دارد که همگی بر اثربخشی مداخلات مهارت محور تاکید کرده اند. با توجه به شرایط محرومیت منطقه سراوان، اجرای چنین برنامه هایی می تواند نقش مهمی در کاهش بار خانواده ها، افزایش ادغام اجتماعی و توانمندسازی این کودکان ایفا کند. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی مهارت های زندگی به صورت منظم در تمامی مدارس استثنایی استان سیستان و بلوچستان گسترش یابد و آموزش والدین نیز به آن اضافه شود تا پایداری اثرات تضمین گردد. این پژوهش خلا موجود در مطالعات محلی را پر کرده و الگویی عملی برای سایر مدارس ارائه می دهد.

نویسندگان

علی باقری

استاد دانشگاه فرهنگیان شهید مطهری زاهدان

محمد رفیع دهقان زهی

دانشجو کارشناسی امور تربیتی شهید مطهری زاهدان

امیرحسین سپاهیان

فرهنگی آموزش و پرورش