تحلیل نقش سکوت آموزشی در یادگیری عمیق دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5761

تاریخ نمایه سازی: 11 اسفند 1404

چکیده مقاله:

مسئله: در نظام های آموزشی سنتی، کلاس درس اغلب به عنوان فضایی فعال و مبتنی بر گفتگوی مداوم معلم تعریف می شود که فرصت های لازم برای تامل، پردازش اطلاعات و سکوت سازنده را از دانش آموزان سلب می کند. این رویکرد تک صدایی (Teacher-Centered Discourse) با هدف یادگیری عمیق که نیازمند بازسازی شناختی فعال و تفکر انتقادی است، تضاد دارد. یادگیری عمیق مستلزم زمان کافی برای سازماندهی دانش، ایجاد ارتباطات معنایی جدید و تثبیت اطلاعات در حافظه بلندمدت است که این فرآیندها اغلب در سکوت محض یا تاملی پدید می آیند (Smith & Jones, ۲۰۱۹). پژوهش های پیشین عمدتا بر نقش کلامی معلم و تعاملات گفتاری متمرکز بوده اند و نقش سکوت آموزشی به عنوان یک استراتژی شناختی و عاطفی اغلب نادیده گرفته شده است یا صرفا به عنوان "فقدان سخن" تفسیر شده است، نه یک عنصر فعال و هدفمند در فرآیند تدریس. لذا، پژوهش حاضر با هدف رصد، تحلیل و ارزیابی تاثیرات مشخص انواع سکوت آموزشی (سکوت مکثی، سکوت تاملی و سکوت انتظار) بر سطوح یادگیری عمیق دانش آموزان در دوره متوسطه صورت پذیرفته است.روش شناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی (Mixed Methods) و طراحی اکتشافی متوالی (Sequential Explanatory Design) اجرا شد. فاز کمی شامل اجرای طرح آزمایشی شبه آزمایشی در سه گروه از دانش آموزان دوره دوم متوسطه (تعداد کل: ۹۰ نفر) بود. گروه اول تحت مداخله مبتنی بر افزایش هدفمند سکوت مکثی پس از پرسش های سطح بالا، گروه دوم مبتنی بر سکوت انتظار، و گروه سوم به عنوان گروه کنترل (تدریس استاندارد بدون افزایش آگاهانه سکوت) قرار گرفتند. ابزار اصلی کمی، آزمون سنجش یادگیری عمیق (Deep Learning Assessment Tool - DLAT) بود که روایی محتوایی آن توسط خبرگان تایید شده و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (۰.۸۸) تایید شد. فاز کیفی شامل مشاهده نظام مند کلاس های درس منتخب (با تمرکز بر زمان بندی و طول سکوت ها) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان (۵ نفر) و دانش آموزان منتخب (۱۵ نفر) بود تا ادراک آن ها از کارکرد سکوت در کلاس به دست آید. داده های کمی با استفاده از آزمون های آماری ANOVA و رگرسیون تحلیل شدند و داده های کیفی با روش تحلیل تم موضوعی (Thematic Analysis) کدگذاری شدند.یافته های کلیدی: تحلیل داده ها نشان داد که گروه های مداخله گر، به ویژه گروهی که بر "سکوت مکثی پس از پرسش های سطح بالا" تمرکز داشتند، افزایش معناداری در نمرات یادگیری عمیق (شامل توانایی انتقال دانش، حل مسئله مبتنی بر اصول و استنتاج) نسبت به گروه کنترل کسب کردند ((p < ۰.۰۱)). میانگین نمرات DLAT در گروه سکوت مکثی (میانگین = ۸۲.۵) به طور قابل توجهی بالاتر از گروه کنترل (میانگین = ۷۱.۲) بود. یافته های کیفی نشان دادند که دانش آموزان سکوت را نه به عنوان فضای خالی، بلکه به عنوان "زمانی برای فکر کردن" (طبق گزارش ۷۰٪ مصاحبه شوندگان) درک می کنند. معلمان گزارش دادند که سکوت هدفمند، به ویژه سکوت انتظار، تعاملات پرمعناتری را در پی داشته است، زیرا دانش آموزان مجبور به ساخت پاسخ های پیچیده تری شدند تا سکوت طولانی را پر کنند. نوآوری اصلی این پژوهش، تفکیک دقیق انواع سکوت و نقش اختصاصی هر یک در فرآیند پردازش شناختی در محیط کلاس متوسطه است، برخلاف رویکردهای سنتی که سکوت را یکپارچه در نظر می گرفتند.نوآوری و اهمیت: این پژوهش شکاف میان نظریه های ساخت گرایانه یادگیری (که بر پردازش فعال تاکید دارند) و عمل رایج تدریس (که گفتگو محور است) را با ارائه شواهد تجربی در مورد کارآمدی سکوت هدفمند پر می کند. یافته ها نه تنها از سکوت به عنوان یک ابزار تنظیم کننده شناختی حمایت می کنند، بلکه چارچوبی عملی برای معلمان فراهم می آورند تا نحوه توزیع کلام و سکوت در کلاس درس را به شکلی استراتژیک برای تسهیل یادگیری عمیق مدیریت کنند. این نتایج می تواند منجر به بازنگری در طراحی آموزشی و آموزش ضمن خدمت معلمان در زمینه "سواد سکوت" (Silence Literacy) شود.

نویسندگان

لاله شفیعی

آموزش و پرورش

فاطمه نسب پور مولایی

آموزش و پرورش