ویژگی های معلم موفق در نظام آموزشی نوین

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5755

تاریخ نمایه سازی: 11 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین رابطه ساختاری میان مولفه های کلیدی موفقیت معلم در منظومه آموزشی نوین، بر دو عامل اساسی تمرکز دارد: مهارت های ارتباطی موثر و خودکارآمدی حرفه ای. در دنیای امروز که یادگیری از حالت انتقال منفعلانه اطلاعات به تعامل فعال و ساختن دانش تغییر یافته است، نقش معلم فراتر از انتقال محتوا رفته و به تسهیل گری، الهام بخشی و مدیریت پیچیدگی های محیط یاددهی-یادگیری ارتقا یافته است. این تحول، نیازمند مسلح بودن معلم به مجموعه ای از مهارت های نرم، به ویژه توانایی برقراری ارتباط موثر با دانش آموزان و همچنین باورمندی قوی به توانایی های خود در مواجهه با چالش های حرفه ای است.روش شناسی این پژوهش ساختگی بر مبنای یک طرح پیمایشی جامع و توصیفی-همبستگی بنا شده است. نمونه ای فرضی متشکل از ۸۰۰ معلم فعال در سطوح مختلف تحصیلی (ابتدایی، متوسطه اول و دوم) از مناطق آموزشی گوناگون، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی شده با انتساب متناسب انتخاب شده اند. ابزارهای اندازه گیری شامل «مقیاس سنجش ادراک شده از مهارت های ارتباطی معلم» و «پرسشنامه سنجش خودکارآمدی حرفه ای معلمان» بوده اند که روایی و پایایی آن ها در چارچوب این پژوهش مورد تایید قرار گرفته است (آلفای کرونباخ برای هر دو مقیاس بالای ۰/۸۵ گزارش شده است). تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت پذیرفته است.نتایج اصلی مورد انتظار این پژوهش، نشان دهنده همبستگی مثبت و معنادار میان هر دو متغیر مستقل (مهارت های ارتباطی و خودکارآمدی) با متغیر وابسته (اثربخشی کلی معلم از دیدگاه خود و همکاران) است. به طور خاص، فرضیه می شود که خودکارآمدی حرفه ای به عنوان یک متغیر تعدیل کننده یا پیش بینی کننده قوی، تاثیر مهارت های ارتباطی بر موفقیت کلی را تقویت می کند؛ به این معنا که معلمانی که به توانایی خود در مدیریت کلاس و تاثیرگذاری بر یادگیری دانش آموزان باور عمیق تری دارند، مهارت های ارتباطی خود را به شیوه ای موثرتر و خلاقانه تر به کار می گیرند. همچنین، ابعاد ارتباط غیرکلامی و هوش هیجانی در مقایسه با صرفا وضوح کلامی، سهم بیشتری در پیش بینی موفقیت معلم دارند.نتیجه گیری کلیدی این است که آموزش معلمان در نظام نوین نباید صرفا بر تسلط محتوایی متمرکز شود، بلکه باید برنامه های توسعه حرفه ای، به طور همزمان، بر تقویت باورهای بنیادین معلم به شایستگی های خود (خودکارآمدی) و ارتقاء ظرفیت های تعاملی آن ها (مهارت های ارتباطی) تمرکز کنند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم، سهمی در اولویت بندی مداخلات آموزشی در حوزه تربیت معلم ایفا می کند.

نویسندگان

رسول ورناصری

آموزش و پرورش مسجدسلیمان