مدرسه، اضطراب جمعی و عادی سازی رنج تحصیلی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5731
تاریخ نمایه سازی: 11 اسفند 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف واکاوی عمیق و تفسیری-انتقادی پدیده پیچیده «اضطراب جمعی» در بستر نهادی «مدرسه» و سازوکار «عادی سازی رنج تحصیلی» انجام شده است. در دنیای امروز، مدرسه، که بنا بود فضایی برای رشد، شکوفایی و آزادی باشد، به مرکزی برای تولید اضطراب های مزمن و انباشت رنج های سرکوب شده تبدیل شده است. این اضطراب، دیگر صرفا تجربه ای فردی و روان شناختی نیست، بلکه به یک وضعیت هستی شناختی و جمعی بدل شده است که ساختارهای آموزشی و تعاملات روزمره را بازتعریف می کند. رویکرد پژوهش، پدیدارشناسی تفسیری-انتقادی است که تلاش می کند تا از طریق غوطه ور شدن در جهان زیسته (Lebenswelt) دانش آموزان و معلمان، لایه های پنهان این اضطراب و فرآیندهای پیچیده عادی سازی آن را آشکار سازد.اضطراب در محیط مدرسه، غالبا ریشه در فشارهای رقابتی ناشی از نظام های ارزشیابی متمرکز، انتظارات بیش از حد والدین و جامعه، و ساختار سلسله مراتبی اقتدار دارد. این اضطراب، نه تنها عملکرد تحصیلی را تحت تاثیر قرار می دهد، بلکه سلامت روان و معنای زیستن دانش آموزان را به چالش می کشد. اما نکته نگران کننده، تبدیل شدن این رنج به یک امر «عادی» است؛ پدیده ای که با سکوت نهادی و فرهنگ تسلیم همراه است. این عادی سازی، مانع از طرح مسئله و پرسشگری انتقادی نسبت به کارکردها و اهداف نظام آموزشی می شود.با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری، این مقاله تلاش می کند تا وجوه ساختاری و تجربه شده این اضطراب را درک کند. این رویکرد، با الهام از اندیشه های هوسرل، گادامر و ون مانن، بر توصیف دقیق و تفسیر سازگارانه تجربه های زیسته تمرکز دارد. در کنار آن، ابزارهای نظریه انتقادی (به ویژه فوکو و بوردیو) به کار گرفته می شوند تا سازوکارهای قدرت، اقتدار نرم و بازتولید نابرابری های ساختاری که منجر به تولید و تداوم اضطراب و رنج می شوند، روشن گردند. این تلفیق نظری، امکان درک دوگانه را فراهم می آورد: هم تجربه زیسته (چه حسی و چه معنایی) و هم زمینه تاریخی-اجتماعی-سیاسی آن.یافته های پژوهش نشان می دهند که اضطراب جمعی در مدرسه محصول تعامل پیچیده ای از «عقلانیت ابزاری» حاکم بر سیستم، «فشار اثبات گرایی» فرهنگی، و «تجرید از تجربه زیسته» در فرآیندهای آموزشی است. عادی سازی این رنج از طریق مکانیسم هایی چون «فقدان گفت وگو»، «تقلیل انسان به ظرفیت یادگیری»، و «ترس از نقد» صورت می پذیرد. این مقاله استدلال می کند که مدرسه به جای تسهیل زیستن اصیل، به عرصه ای برای «زیستن ناصادق» تبدیل شده است که در آن، رنج به عنوان بهای ضروری موفقیت پذیرفته شده است.این پژوهش دارای اهمیت نظری برای پر کردن شکاف میان نظریه های روان شناسی آموزشی سنتی و رویکردهای انتقادی علوم تربیتی است. از منظر تربیتی، این مطالعه ضرورت بازنگری در پارادایم های حاکم بر طراحی آموزشی و محیط های یادگیری را مطرح می کند و راهکارهای مبتنی بر «تربیت برای آزادی» و «بازگشت به ساحت گفت وگو» را پیشنهاد می دهد. نتایج این تحقیق برای سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس می تواند زمینه ساز تغییرات ساختاری در نظام ارزشیابی و فرهنگ سازمانی باشد تا از این طریق، اضطراب به عاملی سازنده تبدیل شود و رنج تحصیلی از حالت عادی سازی خارج گردد.
نویسندگان
فاطمه غیاثی راوری
اداره آموزش پرورش ناحیه دو
آزاده ملاحسین زاده
اداره آموزش و پرورش ناحیه دو