چگونه توانستیم با به کارگیری راهبردهای تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی، کیفیت یاددهی–یادگیری دانش آموزان در درس های علوم پایه را ارتقا دهیم؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_17516
تاریخ نمایه سازی: 9 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف غلبه بر یادگیری طوطی وار و سطحی در درس علوم تجربی و ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری از طریق پرورش تفکر انتقادی انجام شده است. در این مطالعه که با مشارکت دانش آموزان پایه هشتم یکی از مدارس متوسطه دوره اول در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ صورت گرفت، محقق با شناسایی چالش هایی نظیر عدم تمایل دانش آموزان به پرسش گری، اکتفا به حفظ کردن مفاهیم، ضعف در استدلال ورزی و عدم توانایی در ارتباط دهی علم با زندگی روزمره، به اجرای راهکارهای نوین آموزشی پرداخت. راهبردهای اجرا شده شامل استفاده از روش حل مسئله (PBL)، تدریس به روش کاوشگری علمی، استفاده از تکنیک شش کلاه تفکر، بحث های گروهی پیرامون مسائل چالش برانگیز، ایجاد گوشه تفکر در کلاس، استفاده از نقشه های مفهومی، به کارگیری پرسش های سقراطی، اجرای پروژه های علمی کوچک، و ارزشیابی مبتنی بر استدلال و عملکرد بود. نتایج حاصل از بررسی ها (شامل مشاهده مشارکتی، مصاحبه نیمه ساختاریافته، بررسی کاربرگ ها و پورتفولیوها، خودارزیابی دانش آموزان، مقایسه نمرات تحلیلی و ثبت وقایع کلاسی) نشان داد که به کارگیری این راهبردها منجر به افزایش چشمگیر مشارکت فعال دانش آموزان، عمق یادگیری، توانایی استدلال، مهارت پرسش گری و نگرش مثبت آنان نسبت به درس علوم شده است. این پژوهش تاکید می کند که تغییر در روش تدریس و توجه به پرورش تفکر انتقادی، می تواند دانش آموزان را از مصرف کنندگان منفعل اطلاعات به تولیدکنندگان فعال دانش و حل کنندگان مسئله تبدیل کند و آنان را برای مواجهه با چالش های دنیای پیچیده امروز آماده سازد.
نویسندگان
لیلا عدالت جو
کارشناسی ارشد شیمی
فاطمه الندی حلاج
کارشناسی ارشد،فیزیک