تجربه زیسته وفاداری به آموزش؛ اخلاق ماندن در ساختاری فرساینده

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5699

تاریخ نمایه سازی: 9 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش کیفی، با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (Interpretive Phenomenology)، به کاوش در عمق تجربه زیسته معلمانی می پردازد که در مواجهه با ساختارهای نظام آموزشی فرساینده، همچنان بر تعهد حرفه ای و اخلاقی خود استوار مانده اند. مساله محوری این تحقیق، گسست عمیق میان «وجدان اخلاقی ماندن» و «واقعیت سیستمی تحلیل برنده» است؛ پرسش بنیادین این است که «وفاداری به آموزش» در بستر فرسایش نهادی، چگونه زیسته می شود و چه معنایی به خود می گیرد؟ این تحقیق، با تکیه بر شهودهای پدیدارشناختی و روایت های زندگی معلمان، به دنبال کشف لایه های پنهان اخلاق حرفه ای در میدان عمل است.روش پژوهش، بر اساس پارادایم تفسیری و با بهره گیری از متدولوژی پدیدارشناسی تفسیری ون مانن (Van Manen) انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل گروهی از معلمان باتجربه و متعهد در سطوح مختلف آموزش عمومی است که در محیط هایی با چالش های ساختاری شدید (کمبود منابع، بوروکراسی سنگین، فشار ارزیابی های بیرونی) خدمت می کنند. تحلیل داده ها از طریق روش های شهودگری، توصیف تماتیک و بازتاویل تفسیری (hermeneutic interpretation) صورت پذیرفته است.یافته های پژوهش، شش تم اصلی را آشکار ساختند که هسته مرکزی تجربه زیسته این معلمان را تشکیل می دهند: ۱. وفاداری به مثابه تعهد بی پاداش و فراتر از قرارداد: وفاداری نه به ساختار، بلکه به امر آموزش و دانش آموزان. ۲. ماندن به عنوان مقاومت خاموش و نافرمانی اخلاقی: ایستادگی در برابر خشکاندن روح کار آموزش. ۳. فرسایش معنا (Erosion of Meaning): تجربه روزمره از دست رفتن تدریجی حس هدفمندی به دلیل تکرار بیهودگی ساختاری. ۴. بدن خسته اما ایستاده: تجلی فیزیکی فرسودگی در برابر استقامت ارادی. ۵. امید معلق و تعلیق رهایی: حس دائمی تعلیق میان ترک کار و امید به بهبود. ۶. اخلاق مراقبت از دانش آموز در غیاب حمایت نهادی: شکل گیری یک حوزه اخلاقی خصوصی در خلاء نهادی.نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی انسانی و پدیدارشناسانه از «وفاداری معلمی» است که آن را نه به عنوان انقیاد سیستمی، بلکه به عنوان یک کنش اخلاقی پیچیده و مبارزه جویانه در مواجهه با ساختار تعریف می کند. این یافته ها راه را برای سیاست گذاری هایی باز می کنند که به جای تمرکز صرف بر بهره وری، بر حفظ سرمایه اخلاقی و معنایی نظام آموزشی تاکید ورزند. مطالعه حاضر بینش های عمیقی برای بازاندیشی در باب اخلاق حرفه ای، نقش معلم در جامعه و طراحی سازوکارهایی برای حمایت از «اخلاق ماندن» در محیط های کاری فرساینده فراهم می آورد.

نویسندگان

شیترا جواهردوست

آموزش و پرورش اسلامشهر