بررسی موانع اجرای دقیق برنامه غربالگری سلامت در مدارس ابتدایی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5693
تاریخ نمایه سازی: 9 اسفند 1404
چکیده مقاله:
بیان مسئله: برنامه غربالگری سلامت دانش آموزان در مدارس ابتدایی، به عنوان یک مداخله پیشگیرانه و ارتقادهنده سلامت، نقشی محوری در شناسایی زودهنگام مشکلات سلامت جسمی، روانی و اجتماعی کودکان ایفا می کند. این برنامه ها با هدف بهبود شاخص های سلامت نسل آینده و کاهش بار بیماری ها در بلندمدت طراحی شده اند. با این حال، شواهد و گزارش های میدانی حاکی از آن است که اجرای دقیق و یکپارچه این برنامه ها با چالش ها و موانع متعددی روبرو است. نارسایی در اجرای دقیق غربالگری می تواند منجر به از دست رفتن فرصت طلایی مداخله زودهنگام، پیشرفت مشکلات سلامت شناسایی نشده، و در نهایت تحمیل هزینه های بیشتر به نظام سلامت و خانواده ها شود. مراقبین سلامت مدارس، به عنوان مجریان اصلی این برنامه در خط مقدم، در بطن این چالش ها قرار دارند. بنابراین، شناسایی و تحلیل نظام مند موانعی که بر سر راه اجرای دقیق برنامه غربالگری توسط این نیروهای ارزشمند وجود دارد، گام نخست و ضروری برای طراحی مداخلات اصلاحی و ارتقای کیفیت برنامه است.هدف پژوهش: هدف کلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل جامع موانع اجرای دقیق برنامه غربالگری سلامت توسط مراقبین سلامت در مدارس ابتدایی است. به طور اختصاصی، این پژوهش در پی بررسی موانع در چهار حوزه اصلی است: ۱) موانع فردی و حرفه ای مرتبط با مراقب سلامت (مانند دانش، نگرش، مهارت ها و بار کاری)، ۲) موانع سازمانی و مدیریتی درون مدرسه و ادارات آموزش و پرورش (مانند سیاست ها، حمایت مدیریتی، هماهنگی درون بخشی)، ۳) موانع مرتبط با دانش آموزان و خانواده ها (مانند مشارکت، آگاهی و همکاری)، و ۴) موانع زیرساختی و منابع (مانند تجهیزات، فضا، بودجه و دسترسی به خدمات ارجاع).روش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) متوالی اکتشافی انجام شد. در مرحله کیفی، از روش تحقیق پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید. جامعه آماری این مرحله را مراقبین سلامت شاغل در مدارس ابتدایی شهرهای مختلف تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با قاعده اشباع نظری، با ۱۸ نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام شد. داده های کیفی با تحلیل محتوای قراردادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در مرحله کمی، پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی دنبال شد. بر اساس یافته های کیفی و مرور ادبیات، پرسشنامه ای محقق ساخته طراحی گردید. روایی پرسشنامه از طریق روایی محتوا با نظر متخصصان و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی تایید شد. پایایی آن نیز با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (بالاتر از ( \alpha = ۰.۸۵ ) برای همه خرده مقیاس ها) مورد سنجش قرار گرفت. جامعه آماری این مرحله شامل کلیه مراقبین سلامت مدارس ابتدایی در استان های منتخب بود که از بین آنها ۳۸۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده های کمی با استفاده از نرم افزارهای آماری و با به کارگیری روش های آمار توصیفی، آزمون t تک نمونه ای، تحلیل واریانس چندمتغیره (MANCOVA) شبیه سازی شده با کنترل متغیرهای جمعیت شناختی، و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) برای آزمون مدل نهایی موانع، تحلیل گردیدند.یافته ها: یافته های کیفی در قالب ۸۴ کد اولیه، ۱۴ مقوله فرعی و ۴ مقوله اصلی (همان چهار حوزه پیش گفته) سازماندهی شدند. مهمترین موانع شناسایی شده شامل: کمبود نیروی مراقب سلامت نسبت به جمعیت دانش آموزی، بار کاری اضافی و وظایف موازی، فقدان آموزش های تخصصی و به روزرسانی مداوم، ضعف در سیستم نظارت و ارزشیابی عملکرد، ناکافی بودن بودجه و سرانه سلامت مدرسه، کمبود یا فرسودگی تجهیزات غربالگری، کم رنگ بودن مشارکت فعال اولیاء و نگرش منفی برخی خانواده ها، و عدم وجود نظام ارجاع یکپارچه و موثر به سطوح بالاتر خدمات سلامت بودند. نتایج کمی نیز نشان داد که میانگین درک شده همه چهار دسته موانع به طور معناداری بالاتر از سطح متوسط نظری بود (( p < ۰.۰۰۱ )). بر اساس مدل معادلات ساختاری، موانع سازمانی-مدیریتی با ضریب مسیر ( \beta = ۰.۴۲ ) و موانع زیرساختی با ضریب مسیر ( \beta = ۰.۳۸ ) بیشترین تاثیر مستقیم را بر تضعیف اجرای دقیق برنامه داشتند. مدل نهایی از برازش مطلوبی برخوردار بود (( \text{CFI} = ۰.۹۶ ), ( \text{RMSEA} = ۰.۰۴ )).نتیجه گیری: اجرای دقیق برنامه غربالگری سلامت در مدارس ابتدایی پدیده ای چندبعدی و تحت تاثیر شبکه پیچیده ای از موانع در سطوح فردی، سازمانی، اجتماعی و زیرساختی است. اگرچه عوامل فردی مراقبین سلامت مهم هستند، اما سنگین ترین وزن موانع به محدودیت های سازمانی، مدیریتی و کمبود منابع برمی گردد. این یافته ها تاکید می کنند که بهبود کیفیت اجرای برنامه، نیازمند عبور از نگاه تک بعدی و اتخاذ یک رویکرد کل نگر و سیستماتیک است. راهکارها باید به صورت ترکیبی و همزمان، هم بر توانمندسازی مراقبین سلامت، هم بر اصلاح ساختارهای مدیریتی و تامین منابع، و هم بر جلب مشارکت جامعه هدف متمرکز باشند. بدون تقویت ستون های حمایتی سازمانی و زیرساختی، انتظار بهبود پایدار در عملکرد مجریان برنامه، انتظاری غیرواقع بینانه خواهد بود. این پژوهش با ارائه یک مدل علی جامع، نقشه راهی برای اولویت بندی مداخلات سیاستی و اجرایی در اختیار تصمیم گیران قرار می دهد.
نویسندگان
ژیلا ادیبی
آموزش و پرورش استان البرز ناحیه دو کرج