هویت فرهنگی دانش آموز در برنامه درسی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5684

تاریخ نمایه سازی: 9 اسفند 1404

چکیده مقاله:

برنامه درسی رسمی، به عنوان بازتابی از اهداف و ارزش های کلان نظام آموزشی، نقشی محوری در شکل دهی به جهان بینی و هویت دانش آموزان ایفا می کند. با این حال، در بسیاری از نظام های آموزشی، به ویژه در زمینه آموزش عمومی در ایران، شکاف عمیقی میان جهان بینی رسمی مندرج در کتاب های درسی و جهان زیسته، تجارب فرهنگی، و هویت های محلی دانش آموزان مشاهده می شود. این شکاف نه تنها منجر به سطحی شدن یادگیری و عدم درونی سازی مفاهیم می شود، بلکه فرآیند هویت یابی دانش آموز را نیز مختل می سازد. هدف این مقاله تحلیلی-مفهومی، بررسی چگونگی بازنمایی یا غیبت فرهنگ، زبان، و تجربیات زیسته دانش آموزان در ساختار برنامه درسی رسمی و تبیین پیامدهای آن بر عدالت آموزشی و تعهد یادگیری است. با بهره گیری از چارچوب های نظری تلفیقی شامل سرمایه فرهنگی بوردیو، برنامه درسی پنهان، و نظریه هویت فرهنگی، این پژوهش استدلال می کند که تمرکز بیش از حد بر یک روایت فرهنگی مسلط و نادیده گرفتن تنوعات فرهنگی، منجر به ایجاد ساختارهای آموزشی ناعادلانه می شود که در آن دانش آموزانی که سرمایه فرهنگی شان با کدها و نمادهای برنامه درسی هم خوان نیست، در موقعیت ضعف قرار می گیرند.یافته های مفهومی نشان می دهند که انطباق ناپذیری محتوای درسی با تجربیات روزمره، عاملی قوی در کاهش انگیزه درونی، بیگانگی تحصیلی و در نهایت، بازتولید نابرابری های اجتماعی است. هنگامی که دانش آموز در محتوای درسی، شواهدی از هویت، زبان مادری، ارزش ها و مشکلات واقعی جامعه خود نمی یابد، یادگیری از حالت «معنادار» به «اجباری و ابزاری» تنزل پیدا می کند. این پدیده مستقیما با اصول یادگیری معنادار آزوبل در تعارض است، زیرا ساختارهای شناختی پیشین دانش آموز که باید مبنای کسب دانش جدید باشند، به رسمیت شناخته نمی شوند. بنابراین، برنامه درسی از یک ابزار توانمندساز به عاملی برای تحمیل و حاشیه رانی فرهنگی تبدیل می شود.دلالت های این تحلیل بر ضرورت بازنگری بنیادین در پارادایم برنامه ریزی درسی تاکید دارد. برنامه ریزان درسی باید از رویکردهای فرهنگی-حساس استفاده کنند و برنامه درسی را نه صرفا مجموعه ای از اطلاعات از پیش تعیین شده، بلکه فضایی پویا برای بازتولید و گفت وگوی فرهنگی در نظر بگیرند. این امر مستلزم ادغام فعالانه تجربیات زیسته دانش آموزان در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه هاست تا آموزش بتواند نقش خود را در پرورش شهروندانی آگاه و هویتی منسجم ایفا کند و عدالت آموزشی را در عمل محقق سازد.

نویسندگان

فاطمه اکبری

دبیرستان دخترانه ولیعصر عج قبل از مهر ۱۴۰۴