کاربرد فناوری های نوین و یادگیری دیجیتال در آموزش ابتدایی: فرصت ها و محدودیت ها
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RTTCH04_6482
تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در عصر تحول دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم، فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی به بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره تبدیل شده اند و نظام های آموزشی را نیز در سراسر جهان با چالش ها و فرصت های بی سابقه ای مواجه ساخته اند. دوره آموزش ابتدایی، به عنوان حساسترین و بنیادی ترین مقطع شکل گیری شخصیت، نگرش ها و مهارت های پایه ای کودکان، از این تحولات مستثنی نبوده و کاربرد فناوری های نوین در آن، به یکی از موضوعات محوری و در عین حال مناقشه برانگیز در مجامع علمی و تربیتی تبدیل شده است. مقاله مروری حاضر با هدف بررسی نظام مند و چندوجهی فرصت ها و محدودیت های کاربرد فناوری های نوین و یادگیری دیجیتال در آموزش ابتدایی، بر اساس آخرین یافته های پژوهشی منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ انجام شده است. این مرور با اتکا به چارچوب های نظری معتبری همچون نظریه یادگیری ارتباط گرایی سی منز، نظریه بار شناختی جان سولر، مدل پذیرش فناوری (TAM) و چارچوب دانش فناورانه-آموزشی-محتوایی (TPACK)، به تحلیل منابع منتشر شده در پایگاه های داده معتبر علمی از جمله Scopus، Web of Science، ERIC، ScienceDirect، Springer و Google Scholar پرداخته است. یافته های این پژوهش مروری نشان می دهد که فناوری های نوین، از جمله رایانه های لوحی، نرم افزارهای تعاملی، بازی های آموزشی، پلتفرم های یادگیری تطبیقی، واقعیت افزوده (AR) و مجازی (VR)، و هوش مصنوعی، فرصت های بی نظیری برای غنی سازی محیط یادگیری، افزایش انگیزه و درگیری تحصیلی دانش آموزان، شخصی سازی آموزش متناسب با نیازهای فردی، توسعه سواد دیجیتال به عنوان یک شایستگی کلیدی قرن بیست و یکم، و بهبود دسترسی به منابع آموزشی باکیفیت برای کودکان در مناطق محروم فراهم می آورند. با این حال، در کنار این فرصت ها، محدودیت ها و چالش های قابل توجهی نیز در مسیر ادغام موثر فناوری در کلاس های درس ابتدایی وجود دارد که از جمله مهم ترین آن ها می توان به نابرابری های عمیق در زیرساخت های فناوری و دسترسی به اینترنت پرسرعت (شکاف دیجیتال)، کمبود محتوای دیجیتال بومی سازی شده و متناسب با فرهنگ و زبان محلی، عدم آمادگی کافی معلمان برای استفاده موثر از فناوری (ضعف در دانش TPACK)، کمبود زمان برای برنامه ریزی و اجرای فعالیت های فناورانه در برنامه درسی فشرده، دغدغه های جدی پیرامون حریم خصوصی و امنیت داده های کودکان، و نگرانی های مرتبط با اثرات بالقوه منفی استفاده بی رویه از صفحه نمایش ها بر سلامت جسمانی و روانی دانش آموزان اشاره کرد. در پایان، این مقاله با تاکید بر ضرورت اتخاذ رویکردی متوازن، انتقادی و مبتنی بر شواهد در سیاست گذاری های فناوری آموزشی، بر لزوم سرمایه گذاری هدفمند در توسعه زیرساخت های فناوری، توانمندسازی جامع معلمان از طریق برنامه های توسعه حرفه ای مستمر، طراحی و تولید محتوای دیجیتال بومی و باکیفیت، و تدوین مقررات و چارچوب های اخلاقی برای حفظ امنیت و حریم خصوصی کودکان تاکید می ورزد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا ترابی
کارشناسی آموزش و پرورش ابتدایی استان لرستان شهرستان خرم آباد
پردیس کمالوند
کارشناسی آموزش و پرورش ابتدایی استان لرستان شهرستان خرم آباد