اثربخشی آموزش مهارت های حسی-حرکتی یکپارچه بر بهبود دستخط و سرعت نوشتاری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RTTCH04_6411

تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در رویکردهای رایج آموزشی، اغلب بر مداخلات مستقیم نوشتاری مانند تمرین مکرر حروف، استفاده از خط کش و کاغذهای ویژه و اصلاح وضعیت بدن و مدادگیری تاکید می شود. اگرچه این مداخلات می توانند مفید باشند، اما گاهی اثر بخشی محدودی دارند، زیرا ممکن است به ریشه عصبی-رشدی مشکل نپرداخته باشند. بر اساس نظریه یکپارچگی حسی (Sensory Integration Theory) که توسط جین آیر (۱۹۷۲) ارائه شد، بسیاری از مشکلات حرکتی و یادگیری کودکان، از جمله دشواری در نوشتن، می تواند ناشی از اختلال در پردازش و سازماندهی اطلاعات حسی دریافتی از محیط (به ویژه حواس لامسه، حس عمقی و سیستم دهلیزی) باشد. برای نوشتن کارآمد، کودک نیازمند یک پایه حسی-حرکتی قوی است: او باید بتواند وضعیت بدن خود را روی صندلی به خوبی احساس کند (حس عمقی)، فشار مناسب را روی مداد اعمال نماید (حس لامسه)، حرکت روان دست و چشم را هماهنگ کند (سیستم دهلیزی و بینایی) و همه این اطلاعات را یکپارچه سازد تا بتواند توجه خود را معطوف به محتوای نوشتاری کند (حسینی پور، ۱۳۹۹). وقتی این پردازش حسی ناکارآمد باشد، مغز کودک انرژی شناختی زیادی را صرف کنترل حرکات پایه می کند و ظرفیت کمی برای فکر کردن به املای کلمات، دستور زبان یا محتوای متن باقی می ماند.دستخط خوانا و کارآمد، یکی از مهارت های پایه تحصیلی است که به عنوان «پنجره ای به یادگیری» شناخته می شود. دشواری در نوشتن، یکی از رایج ترین مشکلات دانش آموزان دوره ابتدایی است که می تواند به افت عملکرد تحصیلی، کاهش اعتماد به نفس و اجتناب از تکالیف نوشتاری بینجامد. بر اساس رویکرد یکپارچگی حسی، بسیاری از این دشواری ها ریشه در ضعف در پردازش و یکپارچه سازی اطلاعات حسی و حرکتی دارد. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های حسی-حرکتی یکپارچه بر بهبود کیفیت دستخط (خوانایی) و سرعت نوشتاری دانش آموزان پایه دوم ابتدایی با دشواری در نوشتن انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه دوم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز مشکلات یادگیری ناحیه ۲ شیراز در نیمسال اول ۱۴۰۳ بود. از میان آنان ۳۰ دانش آموز که بر اساس آزمون غربالگری نوشتن (TWSI) و نظر متخصص، دشواری نوشتن داشتند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت ۱۶ جلسه ۴۵ دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) تحت آموزش مهارت های حسی-حرکتی یکپارچه قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل تنها خدمات معمول مرکز را دریافت می کرد. ابزارهای سنجش شامل آزمون استاندارد ارزیابی دستخط (HOTV)، آزمون سرعت نوشتن (کپی نویسی متن استاندارد در زمان مشخص) و چک لیست مشاهده حرکات ظریف بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (Mixed ANOVA) در نرم افزار SPSS۲۷ تحلیل شد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد اثر تعامل گروه و زمان برای هر دو متغیر کیفیت دستخط (F(۲,۵۶)=۲۹.۸۴, p<۰.۰۰۱, η²=۰.۵۲) و سرعت نوشتن (F(۲,۵۶)=۲۵.۷۱, p<۰.۰۰۱, η²=۰.۴۸) معنادار است. مقایسه های زوجی حاکی از آن بود که نمرات گروه آزمایش در پس آزمون و پیگیری (یک ماه بعد) در هر دو متغیر به طور معناداری نسبت به پیش آزمون و نیز نسبت به گروه کنترل بهبود یافته است (p<۰.۰۱). اندازه اثر به دست آمده در حد بزرگ بود. آموزش مهارت های حسی-حرکتی یکپارچه، مداخله ای موثر برای بهبود کیفیت و سرعت دستخط دانش آموزان پایه دوم با دشواری در نوشتن است. این یافته بر اهمیت پرداختن به زیرساخت های حسی-حرکتی پیش از یا همزمان با مداخلات مستقیم نوشتاری تاکید دارد. گنجاندن فعالیت های یکپارچگی حسی در برنامه روزانه کلاس اول و دوم ابتدایی به عنوان راهبرد پیشگیرانه و توانبخشی پیشنهاد می شود.

نویسندگان

پیمانه جعفری پور

کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی ،شهرستان بندرعباس