بررسی اثربخشی رویکرد «کلاس درس معکوس» بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RTTCH04_6153

تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد «کلاس درس معکوس» بر انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شده است. کلاس درس معکوس به عنوان یکی از رویکردهای نوین تدریس، الگوی سنتی را برهم زده و دانش آموزان را به جای دریافت منفعلانه اطلاعات، به یادگیرندگانی فعال و مسئول تبدیل می کند. با وجود استقبال روزافزون از این رویکرد در نظام های آموزشی پیشرفته، پژوهش های اندکی به بررسی اثربخشی آن در دوره ابتدایی ایران پرداخته اند. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهرستان زاهدان در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، ۵۰ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۵ نفر) و کنترل (۲۵ نفر) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شد: پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (۱۹۸۱) با ۳۳ گویه و پرسشنامه خودتنظیمی یادگیری بوفارد و همکاران (۱۹۹۵) با ۳۱ گویه و پنج مولفه. روایی پرسشنامه ها با استفاده از نظر متخصصان تایید و پایایی آنها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب ۸۸/۰ و ۸۹/۰ محاسبه شد. گروه آزمایش به مدت ۱۰ هفته (هر هفته دو جلسه) تحت آموزش با رویکرد کلاس درس معکوس قرار گرفتند. در این رویکرد، محتوای آموزشی به صورت فیلم های کوتاه و چندرسانه ای در اختیار دانش آموزان قرار می گرفت تا در خانه مشاهده کنند و زمان کلاس به فعالیت های تعاملی، بحث گروهی، حل مسئله و رفع اشکال اختصاص می یافت. گروه کنترل با روش سنتی آموزش دیدند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در انگیزش تحصیلی و خودتنظیمی یادگیری تفاوت معناداری وجود دارد (۰۱/۰p<). به عبارت دیگر، رویکرد کلاس درس معکوس تاثیر مثبت و معناداری بر افزایش انگیزش تحصیلی (با اندازه اثر ۴۶/۰) و بهبود خودتنظیمی یادگیری (با اندازه اثر ۵۲/۰) دانش آموزان داشت. همچنین، نتایج نشان داد که این رویکرد بر تمامی مولفه های خودتنظیمی یادگیری (راهبردهای شناختی، راهبردهای فراشناختی، مدیریت منابع، ارزش گذاری درونی و خودکارآمدی) تاثیر معناداری داشته و بیشترین تاثیر بر مولفه "خودکارآمدی" (۵۵/۰=Eta) مشاهده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که رویکرد کلاس درس معکوس به عنوان یک روش نوین و دانش آموز محور، می تواند نقش موثری در افزایش انگیزه تحصیلی و تقویت مهارت های خودتنظیمی یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی ایفا کند. بنابراین، به کارگیری این رویکرد در مدارس ابتدایی و آموزش معلمان در این زمینه توصیه می شود.

نویسندگان

اعظم اسماعیلی

معلم رسمی آموزش و پرورش، کارشناسی آموزش ابتدایی

صغری اسماعیلی

معلم رسمی آموزش و پرورش، کارشناسی آموزش ابتدایی