تحلیل علمی ارتباط بین تعلیم و تربیت و فناوری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO04_450
تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش به کاوش عمیق و چندوجهی در باب رابطه پیچیده و پویای میان تعلیم و تربیت به مثابه یک نهاد اجتماعی-فرهنگی و فناوری به عنوان نیروی محرکه تحولات عصر حاضر می پردازد که دامنه نفوذ آن تمامی عرصه های حیات بشری، به ویژه آموزش و یادگیری، را در برگرفته است. در منظری کلان، فناوری صرفا ابزاری برای تسهیل فرآیند انتقال دانش نیست، بلکه به عنوان یک عامل ساختارشکن، الگوهای سنتی تعاملات معلم، محتوا و یادگیرنده را به چالش می کشد و زمینه ساز پارادایم های جدیدی در فهم ماهیت آموزش است. تحلیل حاضر با تکیه بر مبانی نظری ساخت گرایی اجتماعی و نظریه انتشار نوآوری ها، به بررسی چگونگی بازتعریف مفاهیمی چون سواد، هویت حرفه ای معلم و دسترسی عادلانه به منابع آموزشی در بستر دیجیتال می پردازد. یکی از محورهای اصلی این تحقیق، شناسایی چالش های روان شناختی و تربیتی ناشی از شتاب فزاینده ادغام فناوری در کلاس های درس، از جمله مسائلی نظیر حواس پرتی دیجیتال، شکاف دیجیتال و اهمیت توسعه سواد رسانه ای برای معلمان و دانش آموزان است. علاوه بر این، این مطالعه به واکاوی پتانسیل های بی بدیل فناوری های نوین، نظیر هوش مصنوعی مولد، واقعیت افزوده و یادگیری شخصی سازی شده بر اساس داده ها (Data-Driven Personalized Learning) در جهت ارتقای کیفیت و اثربخشی آموزش می پردازد. این پتانسیل ها، اگرچه نویدبخش دموکراتیزه شدن آموزش و امکان یادگیری مادام العمر هستند، اما نیازمند بازنگری اساسی در برنامه ریزی درسی، شیوه های ارزشیابی و زیرساخت های حمایتی مدارس و دانشگاه ها می باشند. شکاف میان سرعت پیشرفت فناوری و کندی سازوکارهای نهادی آموزش، یکی از بزرگترین موانع تحقق کامل این وعده ها تلقی می شود. بررسی تطبیقی تجربیات موفق و ناموفق پیاده سازی فناوری های آموزشی در نظام های آموزشی مختلف جهان نشان می دهد که موفقیت در این زمینه نه تنها به دسترسی به سخت افزار و نرم افزار، بلکه به عوامل زمینه ای نظیر فرهنگ سازمانی، حمایت مدیریتی، و مهم تر از همه، آمادگی و صلاحیت حرفه ای معلمان بستگی دارد. این مقاله استدلال می کند که همسوسازی استراتژی های آموزشی با تحولات فناورانه، نیازمند یک رویکرد کل نگر و میان رشته ای است که ملاحظات اخلاقی، تربیتی و فنی را به طور همزمان در نظر بگیرد تا از حاشیه ای شدن بخش هایی از جامعه و ایجاد بی عدالتی های آموزشی جدید جلوگیری شود. در نهایت، نتایج این تحلیل می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران آموزشی جهت طراحی چارچوب های سیاستی منسجم و آینده نگر در مواجهه با انقلاب دیجیتال فراهم آورد و به سوی سیستمی هدایت شود که در آن فناوری در خدمت اهداف غایی تعلیم و تربیت قرار گیرد، نه اینکه خود هدف نهایی پنداشته شود. ادغام موثر فناوری مستلزم درک عمیقی از پیامدهای شناختی و اجتماعی آن در بافت فرهنگی خاص هر جامعه است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرح ناز یگانه مهر
شاغل فرهنگی اداره آموزش وپرورش استان فارس