آموزش تعاملی پلی بین مشارکت ویادگیری عمیق

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_9003

تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در عصر حاضر که با انفجار اطلاعات و تغییرات شتابان فناوری های آموزشی و تربیتی همراه است، پارادایم های سنتی آموزش که مبتنی بر انتقال یک سویه دانش از معلم به عنوان دانای کل به دانش آموز به عنوان پذیرنده منفعل بود، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده جوامع مدرن و بازارهای کار آینده نیست. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسناد بالادستی آموزش و پرورش، به بررسی جامع و عمیق مفهوم «آموزش تعاملی» به عنوان یک استراتژی حیاتی برای پر کردن شکاف میان حضور فیزیکی دانش آموزان در کلاس و درگیری ذهنی واقعی آن ها می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تبیین چگونگی تبدیل «مشارکت سطحی» به «یادگیری عمیق» از طریق مکانیزم های تعاملی است. یادگیری عمیق، فرایندی است که در آن یادگیرنده نه تنها اطلاعات را حفظ می کند، بلکه مفاهیم را در ساختارهای شناختی خود ادغام کرده، آن ها را تحلیل و نقد می کند و قادر است دانش کسب شده را در موقعیت های جدید و مسائل حل نشده به کار گیرد.در این مقاله، ابتدا مبانی نظری آموزش تعاملی با تکیه بر نظریات سازنده گرایی اجتماعی ویگوتسکی و نظریه رشد شناختی پیاژه مورد واکاوی قرار می گیرد و نشان داده می شود که چگونه تعاملات کلامی و غیرکلامی در کلاس درس، بستر منطقه تقریبی رشد (ZPD) را فعال می سازد. سپس، نقش مشارکت فعال به عنوان موتور محرک انگیزش درونی و خودکارآمدی تحصیلی تشریح می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزش تعاملی از طریق تکنیک هایی نظیر تدریس همتایان، بحث های گروهی ساختاریافته، و یادگیری مبتنی بر حل مسئله، منجر به افزایش سطح دوپامین و کاهش اضطراب در محیط کلاس شده و ظرفیت حافظه کاری را برای پردازش های سطح بالا بهینه می کند. همچنین، این مقاله به تفاوت های بنیادین میان یادگیری طوطی وار (Surface Learning) و یادگیری عمیق (Deep Learning) پرداخته و استدلال می کند که بدون تعامل دو سویه و چند سویه (معلم-دانش آموز و دانش آموز-دانش آموز)، دستیابی به سطوح بالای حیطه شناختی بلوم (نظیر ترکیب و ارزشیابی) غیرممکن است. در نهایت، چالش های اجرایی این رویکرد در نظام آموزشی فعلی از جمله تراکم کلاس ها، کمبود زمان و مقاومت فرهنگی بررسی شده و راهکارهای عملیاتی برای معلمان و سیاست گذاران ارائه می گردد. نتایج حاکی از آن است که استقرار آموزش تعاملی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای تربیت نسلی خلاق، نقاد و مسئولیت پذیر است.

نویسندگان

فرزانه حیاتی

کارشناسی دبیری ریاضی دانشگاه فرهنگیان بجنورد

معصومه ذاکری جوشقان

مدرک لیسانس ریاضی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

مرضیه دهقانی فیروز آبادی

زبان وادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان کارشناسی