کاهش تعامل اصیل آموزشی معلم در سایه بازخوردهای ماشینی از منظر فرهنگی–تربیتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_17139

تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1404

چکیده مقاله:

ورود گسترده سامانه های بازخورد ماشینی به محیط های آموزشی، یکی از تحولات مهم سالهای اخیر در نظام تعلیم و تربیت است که پیامدهای آن فراتر از بهبود کارایی یا سرعت ارزشیابی، به حوزه معنا، رابطه و فرهنگ آموزشی گسترش مییابد. پژوهش حاضر با هدف فهم و توصیف پیامدهای فرهنگی–تربیتی بازخوردهای ماشینی بر تعامل اصیل آموزشی معلم انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی توصیفی و با تمرکز بر تحلیل متون علمی فارسی، اسناد بالادستی آموزشی، گزارشهای پژوهشی و تجربه های ثبت شده معلمان صورت گرفت. انتخاب این رویکرد به دلیل ماهیت تفسیری و ارزشی مسئله و ناتوانی روشهای کمی در تبیین لایه های معنایی تعامل معلم و دانش آموز انجام شد.یافته های پژوهش نشان داد که غلبه بازخوردهای ماشینی در فرایند یاددهی–یادگیری، به ویژه در شرایطی که بدون تفسیر و مداخله حرفه ای معلم به کار گرفته میشوند، میتواند به کاهش تدریجی تعامل زنده، گفت وگوی تربیتی و تشخیص موقعیتی معلم منجر شود. بازخورد ماشینی، به دلیل تکیه بر شاخصهای کمی و داده محور، اغلب فاقد ظرفیت انتقال ابعاد عاطفی، اخلاقی و فرهنگی بازخورد انسانی است و در نتیجه، دانش آموزان آن را به عنوان پیام نهایی، سرد و غیررابطه ای تجربه میکنند. این وضعیت میتواند به تضعیف اعتماد تربیتی، کاهش انگیزش درونی و تقلیل نقش معلم از کنشگر تربیتی به واسطه فنی بینجامد.نتایج پژوهش نشان داد که فناوری ذاتا عامل تضعیف تعامل اصیل نیست، بلکه نحوه استقرار و نسبت آن با عاملیت معلم تعیین کننده پیامدهای تربیتی است. زمانی که بازخورد ماشینی در چارچوب قضاوت حرفه ای معلم تفسیر شده و به گفت وگوی انسانی تبدیل میشود، میتواند به بهبود تصمیم گیری آموزشی و تقویت تعامل معنادار کمک کند. پژوهش حاضر بر ضرورت بازاندیشی فرهنگی در استفاده از فناوریهای بازخورد، حفظ مرجعیت تربیتی معلم و همسوسازی ابزارهای فناورانه با اهداف تربیت تمام ساحتی تاکید میکند.

نویسندگان

سامان محمدزاده

کارشناسی آموزش ابتدایی