نقش طراحی فضاهای یادگیری در کلاس ابتدایی در یادگیری گروهی و عمیق مفاهیم درسی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_8978

تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1404

چکیده مقاله:

کیفیت فضای فیزیکی کلاس درس، به عنوان یکی از ارکان پنهان اما تاثیرگذار برنامه درسی، نقشی تعیین کننده در شکل گیری تجارب یادگیری دانش آموزان ایفا می کند. در سال های اخیر، توجه به طراحی فضاهای یادگیری به ویژه در مقطع حساس ابتدایی، به عنوان عاملی کلیدی برای ارتقای تعاملات اجتماعی و عمق بخشی به فرآیندهای شناختی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. این مقاله به تحلیل و بررسی تاثیر طراحی فضاهای یادگیری در کلاس های دوره ابتدایی بر دو مولفه اساسی یعنی یادگیری گروهی و یادگیری عمیق مفاهیم می پردازد. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه های سازنده گرایی اجتماعی و تاکید ویگوتسکی بر نقش تعامل در یادگیری، و همچنین یافته های علوم اعصاب شناختی در مورد تاثیر محیط فیزیکی بر پردازش اطلاعات استوار است. یافته های حاصل از مرور نظام مند مطالعات پیشین نشان می دهد که طراحی منعطف و هدفمند کلاس درس، تحولی بنیادین در ماهیت یادگیری گروهی ایجاد می کند. فضاهایی که با چیدمان های قابل تغییر، مبلمان سیار و مناطق متنوع یادگیری (مانند گوشه های گفتگو، ایستگاه های همیاری و میزهای گروهی) طراحی شده اند، بستری مساعد برای شکل گیری تعاملات اجتماعی غنی فراهم می آورند. در چنین محیطی، دانش آموزان فرصت می یابند تا به جای شنیدن صرف مفاهیم، از طریق گفتگو، بحث، پرسشگری و تبادل نظر با همسالان، به مفاهیم دست یابند. این تعاملات اجتماعی به کاهش سوءتفاهم های شناختی، گسترش دیدگاه ها و ایجاد شناخت مشترک از مفاهیم منجر می شود. از سوی دیگر، طراحی هوشمندانه فضا تاثیر عمیقی بر کیفیت و ژرفای یادگیری مفاهیم درسی دارد. یادگیری عمیق که با درک معنادار، توانایی کاربرد دانش در موقعیت های جدید و تفکر انتقادی همراه است، در فضاهای یادگیری غنی از محرک های هوشمندانه شکوفا می شود. فضاهایی که به دانش آموزان امکان دسترسی آسان به منابع متنوع یادگیری (کتاب ها، مواد آموزشی، فناوری) را می دهد و فرصت تجربه عملی و یادگیری اکتشافی را فراهم می کند، به جای حفظ طوطی وار، به درک مفهومی عمیق منجر می شود. طراحی فضاهایی با عنوان "مراکز یادگیری موضوعی" که در آن دانش آموزان می توانند به صورت انفرادی یا گروهی به کاوش در یک مفهوم بپردازند، نمونه ای عینی از این تاثیرگذاری است. همچنین، توجه به عواملی چون نورپردازی مناسب (به ویژه نور طبیعی)، تهویه مطلوب، آکوستیک کنترل شده و رنگ بندی متعادل، با کاهش عوامل حواس پرتی و خستگی، به افزایش دامنه توجه و تمرکز دانش آموزان کمک کرده و زمینه را برای درگیری شناختی عمیق تر با مفاهیم فراهم می سازد. نتایج این بررسی نشان می دهد که طراحی فضاهای یادگیری در کلاس ابتدایی نمی تواند امری حاشیه ای تلقی شود، بلکه به مثابه یک راهبرد آموزشی عمل می کند. کلاسی که به خوبی طراحی شده باشد، مانند یک معلم خاموش اما توانمند، به طور مستمر مفاهیم همکاری، تفکر انتقادی، کنجکاوی و تعمیق دانش را به دانش آموزان می آموزد. این فضاها با تسهیل تعاملات گروهی سازنده و فراهم آوردن امکان تجربه مستقیم و چندحسی مفاهیم، نه تنها به یادگیری سطحی و مقطعی، بلکه به یادگیری پایدار، معنادار و عمیق منجر می شوند. بنابراین، بازنگری در طراحی فضاهای آموزشی دوره ابتدایی با رویکردی انعطاف پذیر، دانش آموزمحور و غنی از نظر منابع، سرمایه گذاری موثری در جهت ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش نسلی خلاق، متفکر و مشارکت جو خواهد بود.

نویسندگان

تاجیه شاهورچنانی

دانش آموخته ی کارشناسی زبان وادبیات فارسی دانشگاه پیام نور مرکز سوسنگرد