بررسی تاثیر سبک های فرزندپروری بر انگیزه پیشرفت و سازگاری اجتماعی دانش آموزان.
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_17101
تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1404
چکیده مقاله:
خانواده به عنوان نخستین و بادوام ترین نهاد اجتماعی، نقشی اساسی و تعیین کننده در شکل گیری شخصیت، باورهای انگیزشی و مهارت های اجتماعی کودکان و نوجوانان ایفا می کند. در این میان، سبک های فرزندپروری به عنوان الگوهای غالب رفتار والدین در تعامل با فرزندان، تاثیر عمیق و پایداری بر ابعاد گوناگون رشد روانی-اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای می گذارد. انگیزه پیشرفت به عنوان نیروی محرکه درونی برای تلاش در جهت کسب موفقیت و دستیابی به استانداردهای عالی عملکرد، و سازگاری اجتماعی به مثابه توانایی برقراری روابط مثبت، همکاری با دیگران و تطبیق با هنجارهای اجتماعی، دو مولفه اساسی هستند که نقش تعیین کننده ای در موفقیت تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان در دوره مدرسه و زندگی آینده آنان ایفا می کنند. مقاله حاضر که با رویکردی تحلیلی-تلفیقی و با بهره گیری از آخرین یافته های پژوهشی در حوزه روانشناسی تحولی، روانشناسی تربیتی و مشاوره خانواده تدوین شده است، درصدد تبیین ابعاد مختلف تاثیر سبک های فرزندپروری بر انگیزه پیشرفت و سازگاری اجتماعی دانش آموزان می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سبک فرزندپروری مقتدرانه (Authoritative Parenting) که با ترکیبی متعادل از گرمی و پذیرش، کنترل و نظارت منطقی، و احترام به استقلال فرزندان مشخص می شود، با بالاترین سطح انگیزه پیشرفت درونی و سازگاری اجتماعی در دانش آموزان همراه است. والدین مقتدر با ایجاد فضایی امن و حمایتگر، تشویق خودمختاری و مسئولیت پذیری، و ارائه بازخوردهای سازنده، زمینه را برای پرورش باورهای خودکارآمدی قوی، عشق به یادگیری و توانایی برقراری روابط اجتماعی سالم فراهم می آورند. در مقابل، سبک فرزندپروری مستبدانه (Authoritarian Parenting) با تاکید بر اطاعت محض، کنترل شدید و فقدان گرمی عاطفی، منجر به کاهش انگیزه درونی، افزایش اضطراب و وابستگی، و مشکلات در روابط اجتماعی (مانند پرخاشگری یا انزوا) می گردد. سبک سهل گیرانه (Permissive Parenting) با فقدان نظارت و کنترل موثر و پذیرش بی قید و شرط، ممکن است به کاهش پشتکار تحصیلی، ضعف در مهارت های خودتنظیمی و مشکلات در پذیرش قواعد اجتماعی منجر شود. سبک طردکننده-غافل (Neglectful Parenting) نیز به عنوان مخرب ترین سبک، با بی توجهی به نیازهای عاطفی و رشدی فرزندان، پیامدهای منفی شدیدی بر هر دو مولفه انگیزشی و اجتماعی بر جای می گذارد. مقاله در ادامه، ضمن تحلیل یافته های پژوهش های داخلی و خارجی در این حوزه، به بررسی عوامل تعدیل کننده (مانند جنسیت دانش آموز، پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده، و فرهنگ) پرداخته و در پایان، راهکارهایی عملی برای آموزش و توانمندسازی والدین در جهت اتخاذ سبک های فرزندپروری اثربخش و ارتقای انگیزه پیشرفت و سازگاری اجتماعی فرزندان ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بی بی زهرا حسینی ابراهیم آبادی
فوق لیسانس پژوهش هنر دانشگاه آزاد واحد تهران غرب
سیده الهام خادمی پیربستی
لیسانس مدیریت خانواده دانشگاه علمی کاربردی واحد تهران غرب
صدیقه کارگر بیده
لیسانس امورتربیتی دانشگاه فرهنگیان