نقش آموزش مبتنی بر شایستگی در ارتقای توانمندی های چندبعدی فراگیران در نظام تعلیم و تربیت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_17079
تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1404
چکیده مقاله:
آموزش مبتنی بر شایستگی به عنوان یکی از الگوهای پیشرو و تحول آفرین در نظامات تعلیم و تربیت نوین، نقشی بنیادین در دگرگونی ساختارهای سنتی و انطباق آن ها با نیازهای پیچیده سده حاضر ایفا می کند. این مقاله مروری با هدف واکاوی نقش محوری این الگو در ارتقای توانمندی های چندبعدی فراگیران، به تحلیل سازوکارهایی می پردازد که دانش آموز را از یک دریافت کننده غیرفعال اطلاعات به کنشگری توانا در عرصه های گوناگون تبدیل می سازد. در این رویکرد، هسته مرکزی آموزش از یادگیری حافظه محور به سمت توانایی کاربست هوشمندانه دانش در موقعیت های متنوع و واقعی تغییر جهت داده است. توانمندی های چندبعدی شامل مجموعه ای از شایستگی های در هم تنیده نظیر تفکر نقادانه، حل مسائل پیچیده، سواد رسانه ای، مشارکت گروهی و اخلاق مدنی است که زیربنای موفقیت در دنیای مدرن را تشکیل می دهند. آموزش شایستگی محور با ایجاد پیوندی معنادار میان مفاهیم نظری و مهارت های عملی، فراگیران را برمی انگیزد تا با بهره گیری از تمامی ظرفیت های وجودی خود، به ابداع راهکارهای نوآورانه بپردازند. یافته های حاصل از واکاوی متون تخصصی حاکی از آن است که این الگو منجر به رشد متوازن ابعاد شناختی، عاطفی و مهارتی در نسل جوان می گردد. در این چارچوب آموزشی، یادگیری نه به صورت موضوعات مستقل و مجزا، بلکه در قالب طرح های تلفیقی و پروژه های واقعی صورت می گیرد که تمامی لایه های شخصیتی دانش آموز را درگیر می سازد. نقش معلم در این نظام از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر و مربی تغییر یافته و با طراحی فضاهای یادگیری تعاملی، بستری برای شکوفایی استعدادهای فردی فراهم می آورد. مهارت های نوین نظیر سواد دیجیتال و مسئولیت پذیری اجتماعی در بطن این برنامه ها نهادینه شده و فراگیران را برای حضور موثر در جوامع پیشرفته آماده می سازد. تحلیل های ارائه شده تبیین می کند که موفقیت کامل این رویکرد در گرو بازنگری بنیادین در شیوه های ارزشیابی و حرکت به سمت سنجش های عملکردی و توصیفی است که فرآیند رشد را بیش از نمره نهایی و نتایج آزمون های مقطعی ارج می نهند. در واقع، آموزش مبتنی بر شایستگی با تاکید بر یادگیری همیشگی، پلی استوار میان قلمرو مدرسه و محیط های واقعی زندگی می سازد که کارآمدی بلندمدت نظام آموزشی را تضمین می کند. نتایج این بررسی بر ضرورت توانمندسازی حرفه ای معلمان و فراهم آوردن منابع آموزشی متنوع تاکید دارد تا مدرسه به کانون واقعی پرورش شهروندانی ماهر، آگاه و منعطف تبدیل شود که توانایی مدیریت چالش های آینده را دارا هستند. این الگو با تکیه بر کرامت انسانی، به هر فرد اجازه می دهد تا بر اساس استعدادهای منحصر به فرد خود، مسیر تعالی را طی کرده و به بلوغ فکری و مهارتی دست یابد. در نهایت، استقرار این نظام آموزشی، راهبردی ترین گام برای کاهش شکاف میان خروجی های مدارس و انتظارات اجتماعی در دوران معاصر محسوب می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرضیه ایزدی
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر