بازطراحی راهبردهای تدریس در کلاس های قرن بیست ویکم: تلفیق تفکر انتقادی، فناوری و یادگیری عمیق
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_8908
تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1404
چکیده مقاله:
تحولات فناورانه، تغییر در ماهیت دانش و پیچیدگی های شناختی عصر حاضر، ضرورت بازطراحی راهبردهای تدریس در کلاس های قرن بیست ویکم را برجسته ساخته است. آموزش معاصر دیگر نمی تواند بر انتقال صرف محتوا تکیه کند، بلکه باید زمینه ساز پرورش تفکر انتقادی و تحقق یادگیری عمیق در بستر تعامل آموزشی و استفاده هدفمند از فناوری باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بازطراحی راهبردهای تدریس مبتنی بر تلفیق تفکر انتقادی و فناوری آموزشی با یادگیری عمیق دانش آموزان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری شامل معلمان دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود که از میان آنان ۶۰ نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه بازطراحی راهبردهای تدریس، مقیاس تفکر انتقادی و پرسشنامه یادگیری عمیق بود. روایی ابزارها به صورت محتوایی تایید و پایایی آن ها با ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از ۰.۷ گزارش شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که بین بازطراحی راهبردهای تدریس و یادگیری عمیق رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و تفکر انتقادی نقش پیش بین معناداری در تبیین یادگیری عمیق ایفا می کند. نتایج همچنین حاکی از آن است که فناوری زمانی اثربخش است که در خدمت تعامل آموزشی و فعال سازی شناختی قرار گیرد. بر این اساس، توانمندسازی معلمان در طراحی تدریس تلفیقی و تقویت مهارت های تفکر انتقادی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری در کلاس های قرن بیست ویکم منجر شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی دلجو
آموزگار، آموزش و پرورش
فریدون رزاق پور
هنرآموز، آموزش و پرورش
مهناز عبدالهیان
دبیر، آموزش و پرورش
محسن هنرمند
معاون پرورشی، آموزش و پرورش