بررسی مدل های موفق مدیریت آموزشی و همگرایی ذینفعان مدرسه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RTTCH04_5971

تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل های موفق مدیریت آموزشی و نقش همگرایی ذینفعان مدرسه در ارتقای کیفیت و اثربخشی نظام آموزشی به رشته تحریر درآمده است. در دهه های اخیر، تحول در پارادایم های مدیریت آموزشی، گذار از رویکردهای متمرکز و بوروکراتیک به سوی الگوهای غیرمتمرکز، مشارکتی و شبکه ای را شتاب بخشیده است. این مقاله مروری با بهره گیری از منابع معتبر داخلی و بین المللی، به واکاوی مدل های برجسته مدیریت آموزشی از جمله مدیریت مدرسه محور، رهبری مشارکتی، حاکمیت مدرسه-جامعه، و مدل های همکاری چندذیفنفع می پردازد و نقش همگرایی ذینفعان شامل مدیران، معلمان، دانش آموزان، والدین، نهادهای محلی و شرکای اجتماعی را در موفقیت این مدل ها تحلیل می کند. یافته های مستخرج از پژوهش های مختلف نشان می دهد که اثربخشی مدل های مدیریت آموزشی، بیش از آنکه به ساختارهای رسمی وابسته باشد، به کیفیت تعاملات و میزان همگرایی ذینفعان مرتبط است. مدل هایی که بر مشارکت معنادار تمامی بازیگران عرصه تعلیم و تربیت تاکید دارند، با ایجاد حس مالکیت، افزایش شفافیت و پاسخگویی، و بهره گیری از سرمایه های اجتماعی و فرهنگی جامعه، زمینه ساز بهبود کیفیت یادگیری، ارتقای عملکرد دانش آموزان و توسعه پایدار مدرسه می گردند. بررسی تجارب موفق در کشورهای مختلف، از جمله ایالات متحده، اندونزی، تایلند و آفریقای جنوبی، موید آن است که مدل های همگرایی ذینفعان، اگر با در نظر گرفتن بافت فرهنگی و اجتماعی هر جامعه طراحی و اجرا شوند، می توانند چالش های مزمن نظام های آموزشی مانند نابرابری، ناکارآمدی و بی اعتمادی را کاهش دهند. همچنین در این مقاله مشخص شده است که مولفه هایی نظیر رهبری توزیع شده، ظرفیت سازی برای مشارکت، ایجاد سازوکارهای ارتباطی دوسویه، و طراحی چارچوب های پاسخگویی شفاف، هر یک به طریقی در تقویت همگرایی ذینفعان و موفقیت مدل های مدیریت آموزشی نقش ایفا می کنند. نتایج این مرور بر ضرورت بازنگری در ساختارهای سنتی مدیریت مدرسه و حرکت به سوی الگوهای شبکه ای و مشارکتی تاکید دارد و نشان می دهد که سرمایه گذاری در این حوزه می تواند به عنوان راهبردی اثربخش در جهت ارتقای کیفیت نظام آموزشی، تحقق عدالت آموزشی و تربیت نسلی توانمند و مسئولیت پذیر تلقی گردد.

نویسندگان

توحیده احمدی

کارشناسی دبیری زبان انگلیسی ،دانشگاه زاهدان