تحول نقش دانش آموز از یادگیرنده منفعل تا یادگیرنده هوشمند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_17035

تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1404

چکیده مقاله:

تحولات فناورانه و نیازهای نوین قرن بیست و یکم، نظام های آموزشی جهانی را با چالشی بنیادین مواجه ساخته است: عبور از پارادایم سنتی و معلم محور و حرکت به سمت الگوهای یادگیری فعال و یادگیرنده محور. در این راستا، تحول نقش دانش آموز از وضعیت «یادگیرنده منفعل» به جایگاه «یادگیرنده هوشمند» به عنوان محوری اساسی در بازتعریف اهداف و روش های تعلیم و تربیت مطرح شده است. این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی به تبیین ابعاد این تحول می پردازد. در نظام سنتی، دانش آموز به عنوان دریافت کننده ای منفعل از اطلاعات تعریف می شد که وظیفه اصلی او حفظ و بازتولید محتوای ارائه شده توسط معلم بود. این الگو که بر پایه نظریه رفتارگرایی و انتقال یک سویه دانش استوار است، با تمرکز بر حافظه محوری و ارزیابی های استانداردشده، اغلب خلاقیت، تفکر نقاد و انگیزه درونی یادگیرنده را سرکوب می کرد.تغییر پارادایم به سوی رویکرد یادگیرنده محور، بر پایه نظریه های ساختارگرایی شناختی و اجتماعی، بر نقش فعال دانش آموز در ساختن دانش تاکید دارد. در این دیدگاه، یادگیری فرآیندی پویا، زمینه مند و تعاملی است که در آن فراگیر مسئولیت یادگیری خود را بر عهده می گیرد. با این حال، تکامل این ایده در عصر دیجیتال، شکل پیشرفته تری به خود گرفته و مفهوم «یادگیرنده هوشمند» را پرورش داده است. یادگیرنده هوشمند نه تنها فعال، بلکه خودتنظیم، انعطاف پذیر، دارای سواد دیجیتال بالا و قادر به استفاده هوشمندانه از منابع و فناوری ها برای حل مسائل پیچیده و یادگیری مادام العمر است.نقش فناوری و به ویژه محیط های یادگیری هوشمند و هوش مصنوعی در این تحول، نقشی تسهیل گر و توانمندساز است. فناوری با فراهم آوردن دسترسی بی سابقه به اطلاعات، ایجاد محیط های یادگیری شخصی شده، ارائه بازخورد آنی و تسهیل همکاری، بستری را مهیا می سازد که در آن ویژگی های یادگیرنده هوشمند می تواند شکوفا شود. هوش مصنوعی با قابلیت هایی مانند سامانه های آموزش تطبیقی، دستیاران هوشمند آموزشی و تحلیل یادگیری، امکان ارائه مسیرهای یادگیری کاملا شخصی را فراهم می کند که با سرعت، سبک و علایق هر فرد سازگار است.نتایج کلی این بررسی نشان می دهد که تحول نقش دانش آموز به سوی یادگیری هوشمند، امری اجتناب ناپذیر و ضروری برای پاسخگویی به نیازهای جامعه دانش بنیان و پرورش شهروندانی توانمند است. این تحول مستلزم بازنگری اساسی در مولفه های مختلف نظام آموزشی از جمله برنامه درسی، روش تدریس، نقش معلم، فضاهای فیزیکی و دیجیتالی و شیوه های ارزشیابی است. در جمع بندی می توان گفت که آینده آموزش متعلق به محیط هایی است که در آنها دانش آموزان نه مصرف کنندگان دانش، بلکه خالقان فعال، منتقدان آگاه و مدیران هوشمند فرآیند یادگیری خود خواهند بود.

کلیدواژه ها:

نویسندگان