بررسی یادگیری عمیق در عصر حواس پرتی دیجیتال؛ بررسی تعامل توجه پایدار، انگیزش شناختی و روش های تدریس فعال در کلاس درس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 62
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_4893
تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، گسترش شتابان فناوری های دیجیتال، زیست جهان یادگیرندگان را به گونه ای بنیادین دگرگون کرده است. ظهور و همه گیر شدن اینترنت، شبکه های اجتماعی، تلفن های هوشمند و پلتفرم های چندرسانه ای، نه تنها شیوه های ارتباطی و دسترسی به اطلاعات را تغییر داده، بلکه الگوهای توجه، تمرکز، انگیزش و حتی ساختارهای شناختی افراد را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در چنین بستری، نظام های آموزشی با چالشی پیچیده و چندلایه مواجه اند: چگونه می توان در عصری که «حواس پرتی دیجیتال» به بخشی جدایی ناپذیر از تجربه روزمره دانش آموزان و دانشجویان تبدیل شده است، یادگیری عمیق، معنادار و پایدار را در کلاس های درس پرورش داد؟ یکی از مولفه های کلیدی در تحقق یادگیری عمیق، «توجه پایدار» است. توجه، به مثابه دروازه ورود اطلاعات به نظام شناختی، نقش تعیین کننده ای در کیفیت پردازش، رمزگردانی و تثبیت دانش در حافظه بلندمدت ایفا می کند. با این حال، محیط های دیجیتال با طراحی های مبتنی بر اعلان های پی درپی، پاداش های فوری و محتوای کوتاه مدت، الگوهای توجه را به سمت پراکندگی و گسست سوق می دهند. پژوهش های عصب روان شناختی نشان داده اند که چندوظیفگی رسانه ای (media multitasking) می تواند به کاهش عمق پردازش و افت توانایی در تمرکز طولانی مدت بینجامد. از این منظر، کلاس درس معاصر در رقابت مستقیم با زیست جهان دیجیتال دانش آموز قرار دارد؛ رقابتی که اگر به درستی مدیریت نشود، به تضعیف تمرکز، کاهش درگیری شناختی و افت کیفیت یادگیری خواهد انجامید. در کنار توجه، «انگیزش شناختی» یا تمایل درونی فرد به درگیر شدن با فعالیت های فکری چالش برانگیز، نقشی بنیادین در جهت گیری یادگیری دارد. نظریه های انگیزشی معاصر، از جمله نظریه خودتعیین گری (Self-Determination Theory) که بر اهمیت نیازهای بنیادین روان شناختی—خودمختاری، شایستگی و ارتباط—در شکل گیری انگیزش درونی تاکید می کنند. در محیط های آموزشی که صرفا بر انتقال یک سویه محتوا و ارزیابی های مبتنی بر نمره تمرکز دارند، انگیزش درونی به تدریج جای خود را به انگیزش بیرونی و عملکردمحور می دهد. این مسئله در عصر حواس پرتی دیجیتال تشدید می شود؛ چراکه رقابت با محرک های جذاب و فوری رسانه ای، نیازمند سطوح بالاتری از درگیری شناختی و معناجویی در فرایند یادگیری است. در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی یادگیری عمیق در عصر حواس پرتی دیجیتال؛ بررسی تعامل توجه پایدار، انگیزش شناختی و روش های تدریس فعال در کلاس درس پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در عصر حواس پرتی دیجیتال، یادگیری عمیق تنها از طریق تعامل هماهنگ میان توجه پایدار، انگیزش شناختی و روش های تدریس فعال محقق می شود و این تعامل، زمینه ای برای یادگیری معنادار، پایدار و توانمندسازی دانش آموزان در مواجهه با چالش های شناختی و اطلاعاتی فراهم می کند
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم ناسوتی
نویسنده اول