اثر بخشی درمان شناختی _رفتاری بر دشواری در تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی _ اجباری
محل انتشار: هشتمین کنگره ملی علوم انسانی و اولین کنگره ملی نقش آموزش و پرورش در توسعه پایدار: از تئوری تا عمل
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 111
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HUMAN09_426
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
اختلال وسواسی-اجباری یکی از اختلالات روان شناختی شایع و ناتوان کننده است که با افکار مزاحم (وسواس) و اعمال تکراری (اجبار) مشخص می شود. سال هاست که درمان شناختی-رفتاری به عنوان یک رویکرد روان درمانی ساختارمند و هدف گرا، نقش محوری در درمان این اختلال ایفا می کند. با این حال، تمرکز سنتی این درمان بیشتر بر روی کاهش نشانه های آشکار وسواس و اجبار بوده است. در سال های اخیر، پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که برای درک بهتر و درمان موثرتر این اختلال، باید به سازه های بنیادی تری مانند نحوه مدیریت هیجانات و انعطاف پذیری ذهن توجه کرد. بیماران مبتلا به وسواس اغلب در شناسایی، پذیرش و تنظیم هیجان های خود با مشکل جدی مواجه هستند. به علاوه، انعطاف پذیری شناختی یا همان توانایی ذهن برای تغییر بین افکار و استراتژی های مختلف، در این افراد به شدت پایین است و به همین دلیل درگیر رفتارهای کلیشه ای و تکراری می شوند. هدف از این مقاله، بررسی و تحلیل این موضوع است که چگونه درمان شناختی-رفتاری می تواند فراتر از کاهش علائم ظاهری، به بهبود این دو مولفه کلیدی یعنی کاهش دشواری در تنظیم هیجان و افزایش انعطاف پذیری شناختی در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری کمک کند. این مقاله یک مطالعه مروری و تحلیلی است که با بررسی منابع و تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور، به جمع بندی یافته های موجود در این حوزه می پردازد. برای دستیابی به این هدف، پایگاه های داده علمی معتبر مانند Google Scholar، PubMed، Scopus، و نیز پایگاه های اطلاعاتی فارسی مانند مگیران، علم نت و نورمگز مورد جستجو قرار گرفتند. کلیدواژه های مورد استفاده شامل "درمان شناختی-رفتاری"، "اختلال وسواسی-اجباری"، "تنظیم هیجان"، "انعطاف پذیری شناختی" و معادل انگلیسی آنها بودند. معیار اصلی برای انتخاب منابع، ارتباط مستقیم آنها با موضوع و ارائه تحلیل های عمیق در این زمینه بود. تلاش شده است تا از جدیدترین و معتبرترین پژوهش ها در این زمینه استفاده شود. یافته های حاصل از بررسی منابع نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری، به ویژه از طریق تکنیک های خاص خود، تاثیر قابل توجهی بر هر دو متغیر مورد نظر دارد. در بخش تنظیم هیجان، این درمان به بیماران کمک می کند تا دیگر از هیجان های منفی خود مانند اضطراب، خشم یا غم فرار نکنند و آنها را به عنوان بخشی طبیعی از زندگی بپذیرند. تکنیک هایی مانند مواجهه و جلوگیری از پاسخ که قلب درمان شناختی-رفتاری برای وسواس است، نه تنها برای کاهش اجبار، بلکه به عنوان یک ابزار قدرتمند برای یادگیری تحمل هیجان های ناخوشایند عمل می کند. بیمار یاد می گیرد بدون انجام دادن رفتار اجباری، با اضطراب ناشی از وسواس روبرو شود و اینگونه ظرفیت خود را برای مدیریت هیجانات افزایش می دهد. همچنین، بازسازی شناختی به فرد کمک می کند تا ارزیابی های فاجعه آمیز خود از هیجان ها را تغییر دهد. در زمینه انعطاف پذیری شناختی، درمان شناختی-رفتاری با به چالش کشیدن باورهای خشک و انعطاف ناپذیر (مثل "حتما باید..."، "اگر این کار را نکنم، فاجعه رخ می دهد")، به ذهن فرد توانایی دیدن گزینه های دیگر را می دهد. بیمار یاد می گیرد که به افکار خود به عنوان یک "رویداد ذهنی" نگاه کند، نه یک "واقعیت عینی". این فاصله گرفتن از افکار (که گاهی از آن به عنوان "گسلش شناختی" یاد می شود) به او اجازه می دهد تا به جای واکنش خودکار و تکراری، پاسخی انعطاف پذیرتر و سنجیده تر به موقعیت های مختلف بدهد. پژوهش های متعدد داخلی و خارجی نشان داده اند که پس از دریافت درمان شناختی-رفتاری، بیماران وسواسی نمرات پایین تری در مقیاس های دشواری در تنظیم هیجان و نمرات بالاتری در مقیاس های انعطاف پذیری شناختی کسب می کنند که این تغییرات از نظر آماری و بالینی معنادار هستند. درمان شناختی-رفتاری فراتر از یک درمان علامتی برای اختلال وسواسی-اجباری عمل می کند و به بازسازی فرآیندهای زیربنایی روان شناختی می پردازد. این درمان با اصلاح سبک پردازش هیجانی و شناختی بیمار، به او کمک می کند تا به فردی انعطاف پذیرتر در برابر چالش ها و هیجانات تبدیل شود. کاهش دشواری در تنظیم هیجان و افزایش انعطاف پذیری شناختی، نه تنها منجر به کاهش شدت وسواس می شود، بلکه از بازگشت بیماری در طولانی مدت نیز پیشگیری می کند. بنابراین، متخصصان سلامت روان باید در فرآیند درمانی خود، بر روی این دو مولفه مهم تاکید ویژه ای داشته باشند و مداخلات خود را طوری طراحی کنند که به طور مستقیم به بهبود توانایی بیمار در مدیریت هیجانات و انعطاف پذیری ذهن او منجر شود. در نهایت، می توان گفت که هدف غایی درمان شناختی-رفتاری برای وسواس، نه صرفا حذف افکار مزاحم، که ساختن ذهنی تاب آور، منعطف و توانمند در مواجهه با آنهاست.
کلیدواژه ها:
کلید واژه ها : درمان شناختی – هیجان – انعطاف پذیری – وسواس.
نویسندگان
ژیلا محمدزاده
فوق لیسانس روانشناسی بالینی، استان مازندران شهرستان نوشهر