اثربخشی آموزش هوش اخلاقی مبتنی بر ارزش های اسلامی بر خودتنظیمی هیجانی و قضاوت های اخلاقی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 60

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

GEERCONF01_3602

تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان و چگونگی اثربخشی یک برنامه آموزشی مبتنی بر آموزه های اخلاقی اسلام، بر دو مولفه حیاتی رشد فردی و اجتماعی دانش آموزان، یعنی خودتنظیمی هیجانی و قضاوت های اخلاقی انجام پذیرفت. با توجه به اهمیت تربیت نسلی که بتواند در برابر چالش های هیجانی و اخلاقی پیچیده جامعه مدرن مقاوم باشد، این مطالعه سعی نمود تا شکاف موجود در پژوهش های بومی در تلفیق آموزش اخلاق با مبانی دینی را پر کند و کارآمدی یک مدل آموزشی بومی را بیازماید. این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح گروه کنترل همراه با اندازه گیری مکرر (پیش آزمون و پس آزمون) بهره برد. جامعه هدف کلیه دانش آموزان مقاطع متوسطه یک شهر مشخص در سال تحصیلی جاری بودند. نمونه ای متشکل از ۶۰ نفر با روش خوشه ای تصادفی انتخاب و به صورت مساوی به دو گروه آزمایش (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) تخصیص داده شدند. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه متوالی تحت یک بسته آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی برآمده از ارزش های اسلامی قرار گرفتند؛ این آموزش ها شامل تمرین های مبتنی بر تقوا، صبر، و تامل در آموزه های دینی بود. گروه کنترل برنامه درسی استاندارد مدرسه را پیگیری کردند. ابزارهای سنجش شامل مقیاس استاندارد خودتنظیمی هیجانی و ابزار سنجش قضاوت اخلاقی مبتنی بر سناریو بود. تحلیل های آماری نشان داد که برنامه آموزشی اثرات مثبت و معناداری بر هر دو متغیر وابسته داشته است. به طور خاص، گروه آزمایش در پس آزمون، نسبت به گروه کنترل، بهبود چشمگیری در توانایی مدیریت و تنظیم هیجانات منفی خود نشان دادند که حاکی از تقویت مهارت های خودتنظیمی بود. همچنین، نمرات قضاوت اخلاقی در گروه آزمایش به طور معناداری ارتقا یافت، به طوری که تصمیمات اخلاقی آن ها بیشتر بر اساس اصول پایدار و ارزش های اسلامی شکل گرفته بود تا عوامل محیطی یا هیجانی. معناداری اثر متقابل زمان و گروه در هر دو مولفه، تاییدکننده این مدعاست که تغییرات مشاهده شده مستقیما ناشی از مداخله آموزشی بوده است. این پژوهش نتیجه می گیرد که آموزش رسمی و نظام مند هوش اخلاقی، هنگامی که در بستری از ارزش های عمیقا ریشه دار اسلامی ارائه شود، ابزاری قدرتمند برای رشد جامع شخصیت دانش آموزان است. تلفیق آموزش اخلاق با مبانی دینی موجب می شود تا مفاهیم اخلاقی از سطح انتزاعی به سطح عملیاتی و کنترلی در زندگی روزمره دانش آموزان نفوذ کرده و به پایداری هیجانی و بلوغ قضاوت اخلاقی آن ها کمک کند. این یافته ها لزوم بازنگری در رویکردهای تربیت اخلاقی با تاکید بر میراث ارزشی جامعه را مطرح می سازد.

نویسندگان

اصغر رشیدی

فرهنگی آموزش و پرورش

مریم موحد کوزه کنانی

فرهنگی آموزش و پرورش