نگرش معلمان نسبت به استفاده از واقعیت مجازی در آموزش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_4840
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
با پیشرفت فناوری های نوین آموزشی و ورود ابزارهای دیجیتال به کلاس های درس، استفاده از فناوری های تعاملی مانند واقعیت مجازی (VR) به عنوان یکی از مهم ترین روش های یادگیری فعال مورد توجه ویژه پژوهشگران و برنامه ریزان آموزشی قرار گرفته است. واقعیت مجازی با ایجاد محیط های شبیه سازی شده و تعاملی، امکان تجربه یادگیری چندبعدی و ملموس را برای دانش آموزان فراهم می کند و می تواند فرآیند یاددهی و یادگیری را جذاب تر، موثرتر و بهینه تر کند. از طرف دیگر، نقش معلمان در پذیرش و به کارگیری این فناوری ها بسیار حیاتی است، زیرا بدون نگرش مثبت و آمادگی کافی آن ها، استفاده از ابزارهای نوین آموزشی با موانع جدی مواجه خواهد شد. بررسی نگرش معلمان نسبت به واقعیت مجازی نه تنها می تواند نقاط قوت و ضعف احتمالی در به کارگیری این فناوری را شناسایی کند، بلکه می تواند به مدیران و برنامه ریزان آموزشی در طراحی سیاست ها و برنامه های آموزشی متناسب با نیازهای مدرسه و دانش آموزان کمک کند. با توجه به این ضرورت، پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش معلمان دوره متوسطه نسبت به استفاده از واقعیت مجازی در آموزش انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی – پیمایشی بود و جامعه آماری شامل معلمان مدارس دوره متوسطه شهر [نام شهر] بود. نمونه پژوهش به صورت تصادفی ساده انتخاب شد و داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد نگرش نسبت به فناوری های آموزشی جمع آوری گردید. ابزار پژوهش از لحاظ روایی با استفاده از نظر متخصصان و از لحاظ پایایی با استفاده از آزمون کرونباخ α=۰.۸۸ مورد تایید قرار گرفت. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که اکثریت معلمان نگرشی مثبت نسبت به استفاده از واقعیت مجازی در آموزش دارند و آن را ابزاری موثر برای افزایش انگیزه و تعامل دانش آموزان می دانند. با این حال، محدودیت هایی همچون کمبود تجهیزات مناسب، ناآشنایی با فناوری، نبود برنامه های آموزشی کوتاه مدت برای یادگیری نحوه کار با VR و نگرانی های مرتبط با مدیریت کلاس، از جمله موانع اصلی تلقی شدند. بررسی نتایج نشان داد که معلمان علاقه مند به تجربه آموزش های عملی و ارائه بازخورد در محیط های شبیه سازی شده هستند و استفاده از VR می تواند فرآیند یادگیری مفاهیم پیچیده را تسهیل کند، به ویژه در درس هایی که نیاز به مشاهده و تعامل مستقیم با محیط دارند. همچنین، پژوهش نشان داد که نگرش مثبت معلمان با سطح تحصیلات، تجربه تدریس و آشنایی اولیه با فناوری رابطه مستقیم دارد و معلمان با تجربه بیشتر و دانش بالاتر، آمادگی بیشتری برای استفاده از VR نشان دادند. نتایج پژوهش با یافته های مطالعات پیشین هماهنگ است و تاکید می کند که پذیرش فناوری های نوین آموزشی نه تنها به مزایای آموزشی بستگی دارد بلکه به مهارت و آمادگی معلمان نیز وابسته است. از سوی دیگر، پژوهش حاضر نشان می دهد که آموزش های حرفه ای کوتاه مدت، فراهم کردن تجهیزات کافی و ایجاد فضای حمایتی در مدارس می تواند نقش مهمی در ارتقای نگرش مثبت معلمان نسبت به واقعیت مجازی ایفا کند. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که واقعیت مجازی با فراهم کردن فرصت های یادگیری تعاملی و جذاب، می تواند به بهبود کیفیت آموزش کمک کند، اما موفقیت پیاده سازی آن مستلزم برنامه ریزی دقیق، آماده سازی معلمان و رفع محدودیت های زیرساختی است. در پایان، پژوهشگران و مدیران آموزشی می توانند با توجه به یافته های این مطالعه، سیاست ها و راهبردهایی را طراحی کنند که به افزایش پذیرش فناوری های نوین در مدارس کمک کند و فرآیند یاددهی و یادگیری را بهبود بخشد، به گونه ای که استفاده از واقعیت مجازی به یک ابزار استاندارد و موثر در آموزش تبدیل شود و نقش مهمی در پرورش دانش آموزان خلاق، مسئولیت پذیر و توانمند در مواجهه با چالش های آینده ایفا نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بتول جعفرزاده بهاآبادی
نویسنده اول