بازاندیشی مفهومی آموزش در پرتو هوش مصنوعی آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9743
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در سپیده دم هزاره سوم، بشریت با یکی از بنیادی ترین و پرشتاب ترین تحولات تاریخ خود روبروست؛ تحولی که نه تنها ابزارها و روش های زندگی را دگرگون می سازد، بلکه به اعماق مفاهیم و ارزش های بنیادین انسانی نفوذ می کند. هوش مصنوعی به عنوان یکی از برجسته ترین دستاوردهای علم و فناوری معاصر، در حال بازتعریف بسیاری از مفاهیم پایه ای است که آدمیان قرن ها با آن ها زندگی کرده اند؛ و آموزش، به عنوان اساسی ترین نهاد انسانی برای انتقال دانش، ارزش و فرهنگ، در کانون این بازتعریف قرار دارد. آموزش در طول تاریخ همواره با چالش های نوین دست وپنجه نرم کرده و هر بار با تطبیق با شرایط جدید، ماهیت خود را بازسازی کرده است؛ اما این بار، با ظهور هوش مصنوعی آموزشی، این بازسازی در سطحی بسیار عمیق تر و ریشه ای تر رخ می دهد که نیازمند بازاندیشی فلسفی و مفهومی جدی است.این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی و با تکیه بر ادبیات نظری موجود، تلاش می کند تا ابعاد مختلف این بازاندیشی مفهومی را واکاوی کند. پرسش اصلی این است که ظهور هوش مصنوعی آموزشی چه تغییراتی در مفهوم آموزش، یادگیری، معلم، دانش آموز، برنامه درسی و محیط یادگیری ایجاد می کند؟ آیا این فناوری ها صرفا ابزارهایی برای کارآمدتر کردن فرآیندهای آموزشی موجود هستند، یا ماهیت آموزش را دگرگون می سازند؟ پاسخ به این پرسش ها نه تنها از منظر آموزشی، بلکه از منظر فلسفی، اجتماعی و اخلاقی نیز اهمیت فراوانی دارد.بررسی های این مقاله نشان می دهد که هوش مصنوعی آموزشی در حال تغییر بنیادین پارادایم آموزش از رویکرد یک به همه به رویکرد یک به یک شخصی سازی شده است؛ نقش معلم از ناقل دانش به طراح محیط های یادگیری و راهنمای تجربه تبدیل می شود؛ مفهوم ارزیابی از سنجش دوره ای به پایش مستمر و پویا تحول می یابد؛ و مرز میان دانش آموز و دانش آموخته از خطی ثابت به طیفی سیال تبدیل می شود. همچنین این مقاله بر چالش های جدی این تحول در زمینه برابری آموزشی، هویت سازی، کرامت انسانی و استقلال اخلاقی تاکید می کند و پیشنهاداتی برای سیاست گذاری آموزشی در این عرصه ارائه می دهد.نتایج این پژوهش می تواند برای سیاست گذاران آموزشی، مدیران، معلمان، پژوهشگران و همه کسانی که نگران آینده آموزش و پرورش هستند، راهگشا باشد. جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان کشوری با سنت غنی آموزشی و فرهنگی، نیازمند تدوین چارچوبی بومی برای تعامل سازنده با هوش مصنوعی آموزشی است که ارزش های اسلامی و ملی را در کنار نیازهای جهانی مدنظر قرار دهد.
کلیدواژه ها:
کلیدواژگان: هوش مصنوعی آموزشی ، بازاندیشی مفهومی ، یادگیری شخصی سازی شده ، تحول پارادایمی ، فلسفه آموزش ، آموزش و پرورش ، محیط یادگیری هوشمند ، ارزیابی هوشمند ، نقش معلم ، برابری آموزشی
نویسندگان
آسیه بهزادی
کاردانی دینی و عربی دانشگاه تربیت معلم زینب کبری کازرون