بررسی سیاست های ارتقای سواد دیجیتال و پیامدهای آن بر تدریس برخط در نظام تعلیم و تربیت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16903

تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404

چکیده مقاله:

تحلیل سیاست های کلان در حوزه ارتقای سواد دیجیتال، به عنوان یکی از پیش ران های اصلی تحول در نظام های آموزشی، نشان دهنده گذار از نگاه های سخت افزاری به سوی رویکردهای راهبردی و انسانی در مدیریت یادگیری است. این مقاله با رویکردی مروری و تحلیلی، به واکاوی سیاست های تدوین شده در قلمرو تعلیم و تربیت و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آن ها بر کیفیت تدریس برخط می پردازد تا نمایی روشن از کارآمدی این اسناد در مواجهه با چالش های عصر جدید ارائه دهد. یافته ها حاکی از آن است که سیاست گذاری های معطوف به توسعه شایستگی های دیجیتال، زمانی که با برنامه های توانمندسازی مستمر و حمایت های زیرساختی همراه شوند، ظرفیت های بی بدیلی برای غنی سازی پداگوژی مجازی ایجاد می کنند. از پیامدهای مثبت این سیاست ها می توان به ارتقای استانداردهای تولید محتوا، بهبود تعاملات دوسویه در محیط های برخط و توانمندسازی معلمان در مدیریت هوشمند کلاس های مجازی اشاره کرد. سواد دیجیتال در این چارچوب، نه تنها به معنای تسلط بر ابزار، بلکه به معنای قدرت تحلیل، نقد و خلق دانش در بسترهای نوین است که مستقیما بر بازدهی تحصیلی دانش آموزان و کیفیت خروجی های آموزشی اثرگذار است. با این حال، تحلیل چالش های ناشی از اجرای ناقص یا یک سویه این سیاست ها، ریسک های جدی را آشکار می سازد. «شکاف دیجیتالی سیاست محور» که ناشی از تمرکز بیش از حد بر مناطق برخوردار در اسناد بالادستی است، می تواند منجر به تعمیق بی عدالتی آموزشی و حاشیه نشینی گروه های محروم گردد. همچنین، فشار ناشی از الزامات قانونی برای کوچ به فضای مجازی بدون در نظر گرفتن ظرفیت های روانی و حرفه ای معلمان، پیامدهایی چون فرسودگی شغلی و تقلیل کیفیت تدریس به سطحی مکانیکی را به دنبال دارد. از سوی دیگر، فقدان سیاست های روشن در حوزه حریم خصوصی و امنیت داده ها، می تواند اعتماد ذی نفعان را به نظام تدریس برخط مخدوش سازد. یافته های این پژوهش تاکید می کند که سیاست های موفق باید توازنی پویا میان «حمایت تکنولوژیک» و «صیانت تربیتی» برقرار کنند. در نهایت، پیشنهاد می شود که نظام تعلیم و تربیت با اتخاذ نگاهی آینده پژوهانه، سیاست های خود را از مدل های متمرکز به سوی الگوهای منعطف و مدرسه محور سوق دهد تا سواد دیجیتال به جای یک الزام تحمیلی، به محرکی ذاتی برای تعالی آموزشی مبدل شود.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

فاطمه سادات سجادی

فوق لیسانس ریاضی

شکوفه ملکی

فوق لیسانس فیزیک

شراره آذرنژاد

لیسانس آمار محض