تدوین الگوی پرورش تفکر انتقادی در آموزش مطالعات اجتماعی دوره دوم متوسطه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16892

تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تدوین و تبیین یک الگوی عملیاتی برای پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان دوره دوم متوسطه در بستر درس مطالعات اجتماعی و مصون سازی شناختی آنان در برابر شبهات تاریخی انجام شده است.این مطالعه با رویکرد ترکیبی (آمیخته) و در دو فاز متوالی اجرا گردید: فاز نخست با روش توصیفی-تحلیلی به استخراج مولفه های تفکر انتقادی و سواد تاریخی از اسناد بالادستی و متون درسی پرداخت؛ و فاز دوم با رویکرد کیفی از نوع اقدام پژوهی، به اعتبارسنجی الگوی طراحی شده در محیط واقعی کلاس درس پرداخت. جامعه آماری شامل محتوای برنامه درسی مطالعات اجتماعی و دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل اسناد، مشاهده مشارکتی، بررسی تولیدات دانش آموزان و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از تکنیک های کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. روایی یافته ها نیز از طریق روش مثلث سازی تضمین شد. تحلیل داده ها منجر به تدوین «الگوی سه لایه ای پرورش تفکر انتقادی» شد که عبارت است از: ۱) تکثرگرایی منبع شناختی (ایجاد ناهماهنگی شناختی سازنده از طریق مقایسه اسناد متضاد و گذار از روایت واحد به چندصدایی)، ۲) بازسازی زمینه ای (غلبه بر آنکرونیسم اخلاقی از طریق فعال سازی همدلی تاریخی و درک محدودیت های عصر گذشته)، و ۳) جراحی معرفت شناختی (تفکیک لایه های واقعیت، توصیف ارزشی و استنتاج مغرضانه). یافته های میدانی نشان داد که کاربرد نظام مند این راهبردها، منجر به تغییر نقش دانش آموز از «مصرف کننده منفعل اطلاعات» به «پژوهشگر نقاد» ، افزایش معنادار تاب آوری شناختی در برابر بمباران اطلاعاتی عصر پسا-حقیقت، و کاهش وابستگی به پاسخ های دگماتیک شده است. در نتیجه پرورش تفکر انتقادی در آموزش مطالعات اجتماعی نه از طریق سانسور پرسش ها یا ارائه پاسخ های قطعی، بلکه از طریق نهادینه سازی فرآیند نقد منبع، بازسازی بستر تاریخی و تقویت استدلال ورزی منطقی امکان پذیر است. این پژوهش اثبات می کند که تلفیق مولفه های تفکر انتقادی با روش های تدریس فعال، راهبردی کارآمد برای تربیت شهروندان آگاه در نظام آموزشی است. پیشنهاد می شود برنامه های درسی و نظام های ارزشیابی با تاکید بر مهارت های فرآیندی و تفکر سطح بالا مورد بازنگری اساسی قرار گیرند.

نویسندگان

اسد آتش بهار

۱. کارشناسی علوم اجتماعی گرایش برنامه ریزی اجتماعی دانشگاه آزاد رودهن