مدارس به مثابه سازمان های یادگیرنده: نقش مدیریت در بسترسازی برای یادگیری مادام العمر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_8778
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
تحول در ساختارهای آموزشی و گذار از الگوهای سنتی به سمت سازمان های یادگیرنده، ضرورتی بنیادین در پاسخ به پیچیدگی های جهان معاصر و تغییرات پرشتاب دانش است. این مقاله مروری با هدف تحلیل جایگاه مدارس به مثابه سازمان های یادگیرنده، به واکاوی نقش محوری مدیریت در بسترسازی برای تحقق یادگیری مادام العمر می پردازد. در این پارادایم نوین، مدرسه فراتر از یک فضای فیزیکی برای انتقال اطلاعات، به عنوان یک موجودیت پویا و تکامل پذیر نگریسته می شود که در آن تمامی ارکان، از مدیران و معلمان تا دانش آموزان، در یک فرآیند جمعی و مستمر به تولید و بازتولید دانش می پردازند. مدیریت آموزشی در این مسیر، نقشی راهبردی در ایجاد و هدایت بصیرت مشترک ایفا کرده و با اصلاح مدل های ذهنی حاکم بر سازمان، زمینه ساز پذیرش نوآوری و تغییرات سازنده می گردد. یافته های حاصل از واکاوی متون تخصصی نشان می دهد که تحقق مدرسه یادگیرنده مستلزم عبور از مدیریت سلسله مرتبی و صلب به سمت الگوهای رهبری توزیع شده و تحول آفرین است که در آن اعتماد، شفافیت و همکاری تیمی به عنوان ارزش های محوری نهادینه شده باشند. مدیران با فراهم آوردن منابع لازم برای توسعه حرفه ای مستمر معلمان و ایجاد محیطی سرشار از امنیت روانی، ترس از خطا را به اشتیاق برای تجربه کردن و کشف راهکارهای نوین تبدیل می کنند. یادگیری مادام العمر در این بستر، نه به عنوان یک هدف جانبی، بلکه به مثابه جوهره اصلی فعالیت های مدرسه ای پدیدار می گردد؛ چرا که وقتی دانش آموزان شاهد یادگیری مداوم مربیان و رهبران خود هستند، روحیه پرسشگری و خودآموزی را به عنوان یک ویژگی پایدار در شخصیت خود درونی می کنند. این نوشتار تبیین می کند که مدیریت هوشمندانه با تقویت تفکر سیستمی، پیوندهای میان اهداف فردی و آرمان های سازمانی را مستحکم کرده و مانع از انجماد فکری در قلمرو آموزشی می شود. در واقع، مدرسه یادگیرنده با ایجاد چرخه های بازخورد مستمر، ظرفیت های سازگاری خود را با نیازهای متغیر جامعه افزایش داده و سلامت روان و پویایی علمی ذی نفعان را تضمین می کند. نتایج این بررسی بر ضرورت بازنگری در برنامه های تربیت مدیران و تاکید بر صلاحیت های رهبری آموزشی برای ایجاد فرهنگ یادگیری پایدار تاکید دارد تا از این طریق، مدارس به کانون های واقعی شکوفایی استعدادها و آمادگی برای زیست در جوامع دانش بنیان تبدیل شوند. در نهایت، پیوند میان مدیریت کارآمد و اصول سازمان یادگیرنده، تضمین کننده تعالی نظام تعلیم و تربیت و پرورش نسلی است که یادگیری را فرآیندی همیشگی و لذت بخش می داند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آسیه اسماعیلی اصل
لیسانس دبیری ریاضی دانشگاه فرهنگیان بهبهان