بررسی اثربخشی الگوی تدریس بارش فکری بر میزان مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس درس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_8775

تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404

چکیده مقاله:

الگوی تدریس بارش فکری به عنوان یکی از راهبردهای فعال و دانش آموزمحور در نظام های آموزشی نوین، نقشی کلیدی در شکستن سد انفعال و ایجاد پویایی در محیط های کلاسی ایفا می کند. این مقاله مروری با هدف بررسی اثربخشی این الگو بر میزان مشارکت فعال دانش آموزان، به تحلیل سازوکارهایی می پردازد که از طریق آن ها، آزادی در بیان ایده ها منجر به تعمیق یادگیری و ارتقای اشتیاق تحصیلی می گردد. بارش فکری با ایجاد فضایی عاری از قضاوت و تاکید بر کمیت ایده ها در مراحل اولیه، امنیت روانی لازم را برای فراگیران فراهم می آورد تا بدون ترس از خطا، به ارائه نظرات خود بپردازند. این ویژگی به ویژه برای دانش آموزانی که از اعتمادبه نفس کمتری برخوردارند، به عنوان یک محرک قوی عمل کرده و آن ها را از حاشیه به متن فعالیت های کلاسی سوق می دهد. یافته های حاصل از واکاوی متون تخصصی نشان می دهد که اجرای صحیح این الگو، نه تنها منجر به افزایش درگیری شناختی می شود، بلکه مهارت های ارتباطی و فن بیان دانش آموزان را نیز تقویت می کند. در این پارادایم، معلم از جایگاه متکلم وحده خارج شده و به عنوان یک هماهنگ کننده و تسهیل گر، جریان تفکر جمعی را هدایت می کند. مشارکت فعال حاصل از این رویکرد، فراتر از پاسخگویی به سوالات ساده است و شامل فرآیندهای پیچیده ای چون نقد سازنده، ترکیب ایده ها و رسیدن به نتایج گروهی می باشد. اتمسفر ایجاد شده در کلاس های مبتنی بر بارش فکری، سرشار از نشاط و انرژی است که این خود عاملی بازدارنده در برابر خستگی تحصیلی و انزوای آموزشی محسوب می شود. همچنین، این الگو بستری فراهم می آورد که در آن تفاوت های فردی محترم شمرده شده و هر دانش آموز با هر سطح از توانمندی، فرصت می یابد تا سهمی در تولید دانش کلاسی داشته باشد. در واقع، کیفیت یادگیری در این الگو، پلی میان دانش نظری و مهارت های حل مسئله در دنیای واقعی می سازد. تحلیل های ارائه شده تبیین می کند که وقتی دانش آموزان در فرآیند تولید محتوا و تصمیم گیری های آموزشی سهیم می شوند، حس تعلق آن ها به جامعه مدرسه تقویت شده و مسئولیت پذیری تحصیلی در آن ها نهادینه می گردد. بارش فکری با تحریک قوای ذهنی و تشویق به تفکر خارج از چارچوب، زمینه ساز شکوفایی استعدادهایی می شود که در روش های سنتی و حافظه محور مغفول می مانند. این نوشتار بر ضرورت بازنگری در شیوه های ارزشیابی تاکید دارد تا به جای تمرکز بر نتایج پایانی، فرآیند تلاش و مشارکت دانش آموزان در جریان تدریس ملاک عمل قرار گیرد. علاوه بر این، هماهنگی میان اهداف درسی و علایق فراگیران در این الگو، منجر به افزایش ماندگاری مطالب در حافظه بلندمدت می شود. در نهایت، نتایج این بررسی بر این نکته تاکید دارد که استفاده مستمر و هوشمندانه از الگوی بارش فکری، نه تنها کیفیت آموزش را بهبود می بخشد، بلکه مدرسه را به محیطی سرشار از پویایی، احترام متقابل و یادگیری لذت بخش تبدیل می کند که در آن هر فردی فرصت درخشش و ابراز وجود می یابد.

نویسندگان

زهره زمانی

دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

عباس افروخته

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

کبری اسدی قجرلو

کارشناسی دبیری زبان انگلیسی