بررسی آمادگی مدارس برای گذار به یادگیری دیجیتال
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_16824
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
آمادگی مدارس برای گذار به یادگیری دیجیتال یکی از پیچیده ترین و در عین حال حیاتی ترین ضرورت های نظام تعلیم و تربیت در عصر حاضر محسوب می شود که موفقیت در آن نیازمند یک رویکرد چندبعدی و نظام مند است. این مقاله مروری با هدف واکاوی ابعاد مختلف آمادگی مدارس برای پذیرش فناوری های نوین، به تحلیل مولفه های زیرساختی، انسانی و سازمانی می پردازد که فرآیند انتقال از آموزش سنتی به محیط های یادگیری هوشمند را تسهیل می کنند. در گام نخست، آمادگی زیرساختی به عنوان پیش نیاز کالبدی مطرح است که شامل دسترسی پایدار به شبکه های پرسرعت، تامین تجهیزات سخت افزاری و استقرار سکوهای نرم افزاری کارآمد می باشد؛ با این حال، شواهد نشان می دهد که وجود سخت افزار به تنهایی متضمن کیفیت آموزشی نیست. رکن دوم و کلیدی، آمادگی سرمایه انسانی است که بر صلاحیت های حرفه ای و سواد دیجیتال معلمان تمرکز دارد. معلمان در این مسیر باید از نقش سنتی خود فاصله گرفته و به طراحان محیط های یادگیری تعاملی تبدیل شوند که توانایی مدیریت کلاس های مجازی و تولید محتوای غنی الکترونیکی را دارا باشند. از سوی دیگر، آمادگی دانش آموزان به عنوان کاربران اصلی این فضا، مستلزم کسب مهارت های خودنظم دهی و سواد رسانه ای است تا بتوانند به شکلی مسئولانه در فضای مجازی به کسب دانش بپردازند. همچنین، بعد فرهنگی و نگرشی در مدارس، به عنوان عاملی تعیین کننده در پذیرش نوآوری ها عمل می کند؛ به طوری که رهبری هوشمندانه مدیران و ایجاد جوی مبتنی بر حمایت و خلاقیت، می تواند مقاومت های احتمالی در برابر تغییر را کاهش دهد. این نوشتار تبیین می کند که آمادگی والدین و مشارکت فعال آن ها در حمایت از یادگیری خانگی، پیوندی ناگسستنی با موفقیت این گذار دارد. یافته های حاصل از بررسی ادبیات پژوهشی حاکی از آن است که شکاف دیجیتال و نابرابری در دسترسی به امکانات، یکی از موانع اصلی در مسیر عدالت آموزشی است که باید در سیاست گذاری های کلان مورد توجه قرار گیرد. در واقع، گذار به یادگیری دیجیتال نباید تنها به عنوان یک پاسخ اضطراری به بحران ها نگریسته شود، بلکه باید به مثابه یک انتخاب راهبردی برای ارتقای کیفیت و کارایی آموزش تلقی گردد. در نهایت، نتایج این مرور بر لزوم تدوین نقشه راه جامع برای توانمندسازی مستمر معلمان و بازنگری در ساختار فیزیکی و محتوایی مدارس تاکید دارد تا محیطی پویا و منعطف فراهم آید که در آن فناوری به عنوان ابزاری در خدمت تفکر انتقادی و حل مسئله قرار گیرد و زمینه ساز شکوفایی استعدادهای نسل جدید در دنیای نوین شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه سهرابی
کارشناسی ارشد مشاوره