نقش معلم آینده نگر در توسعه یادگیری خلاقانه دانش آموزان ابتدایی با رویکرد بازی تا یادگیری در مدارس هوشمند
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9715
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
عصر حاضر که با تحولات سریع فناوری، تغییرات بنیادین در بازار کار و نیاز به نیروی انسانی خلاق و منعطف شناخته می شود، نظام های آموزشی را وادار به بازنگری در فلسفه، محتوا و روش های تدریس خود نموده است. در این بستر، نهاد مدرسه ابتدایی به عنوان بنیان گذار تفکر و مهارت های اساسی، نقشی حیاتی ایفا می کند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین و تحلیل نقش محوری «معلم آینده نگر» در پرورش «یادگیری خلاقانه» دانش آموزان دوره ابتدایی از طریق به کارگیری استراتژی «بازی تا یادگیری (Game-Based Learning)» در محیط نوظهور «مدارس هوشمند» است. این مقاله بر این فرض استوار است که ترکیب هوشمندانه صلاحیت های معلم آینده نگر (شامل تفکر سیستمی، تسهیل گری، سواد رسانه ای پیشرفته و انعطاف پذیری شناختی) با رویکرد فعالانه بازی تا یادگیری، که توسط زیرساخت های دیجیتال مدارس هوشمند پشتیبانی می شود، می تواند شکاف موجود بین آموزش سنتی و نیازهای قرن بیست و یکم را پر کند.روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله، رویکرد ترکیبی کیفی-تحلیلی با تکیه بر مطالعات اسنادی و مرور نظام مند متون تخصصی در حوزه های روان شناسی تربیتی، فناوری آموزشی و آینده پژوهی آموزشی است. تحلیل نشان می دهد که معلم سنتی، که بیشتر نقش انتقال دهنده اطلاعات را ایفا می کند، دیگر قادر به پاسخگویی به نیازهای دانش آموزان عصر دیجیتال نیست. در مقابل، معلم آینده نگر به عنوان یک «معمار تجربه یادگیری» عمل می کند؛ کسی که محیط های یادگیری غنی سازی شده با فناوری را طراحی می کند که در آن ها بازی ها صرفا ابزاری برای سرگرمی نیستند، بلکه بسترهایی برای حل مسئله، همکاری، و نوآوری محسوب می شوند. یافته های اصلی مقاله بر ضرورت بازتعریف صلاحیت های حرفه ای معلمان، طراحی برنامه های درسی پویا که انعطاف پذیری لازم برای ادغام بازی ها را داشته باشند، و سرمایه گذاری بر زیرساخت های فنی و پشتیبانی فرهنگی برای پذیرش مدل های نوین یادگیری تاکید دارند. همچنین، محیط های هوشمند با فراهم آوردن ابزارهایی مانند واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) در قالب بازی ها، امکان شبیه سازی موقعیت های پیچیده و پرورش تفکر خلاق را به شکلی عمیق تر فراهم می آورند. نتیجه گیری این پژوهش، ضرورت ایجاد یک پارادایم جدید آموزشی را گوشزد می کند که در آن، خلاقیت نه یک درس جانبی، بلکه جوهره اصلی فرآیند آموزش با محوریت معلمی آینده نگر و ابزارهای نوین است. این رویکرد تلفیقی، نه تنها مهارت های شناختی لازم برای موفقیت در آینده را تقویت می کند، بلکه انعطاف پذیری عاطفی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی را نیز ارتقا می بخشد.
کلیدواژه ها:
کلمات کلیدی: معلم آینده نگر ، یادگیری خلاقانه ، بازی تا یادگیری ، مدارس هوشمند ، دوره ابتدایی ، صلاحیت های قرن بیست و یکم.
نویسندگان
اعظم پولادوند
کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد تهران مرکز