هوش مصنوعی و بازتعریف جایگاه معلم پژوهنده در نظام آموزش نوین بر پایه یادگیری هوشمند
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9669
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
تحولات شگرف فناوری در هزاره سوم، به ویژه ظهور هوش مصنوعی (AI)، موجی از تغییرات را در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جهان به راه انداخته است که نظام آموزش و پرورش را به عنوان زیربنای توسعه جوامع، بیش از هر نهاد دیگری تحت تاثیر قرار داده است. در این میان، پارادایم غالب از آموزش سنتی که بر انتقال یکنواخت دانش متمرکز بود، به سمت «یادگیری هوشمند» (Intelligent Learning) و شخصی سازی شده در حرکت است. این چرخش پارادایمی، مستلزم بازنگری اساسی در نقش سنتی معلم است. در حالی که هوش مصنوعی توانایی انجام بسیاری از وظایف تکراری و تجزیه و تحلیل های پیچیده داده های آموزشی را بر عهده می گیرد، انتظار می رود که معلم دیگر صرفا مجری برنامه درسی نباشد، بلکه به یک «معلم پژوهنده» تبدیل شود که از توانمندی های هوش مصنوعی برای فهم عمیق تر نیازهای یادگیرنده، طراحی مداخلات موثر، و ارتقاء مستمر شیوه های تدریس خود استفاده می کند. این پژوهش با رویکرد نظری-تحلیلی، به بررسی تعامل این سه عنصر کلیدی—هوش مصنوعی، یادگیری هوشمند، و معلم پژوهنده—در بستر آموزش نوین می پردازد. اهمیت موضوع در ضرورت تربیت نیروی انسانی خلاق، انتقادی و سازگار با محیط های آینده است که این امر بدون تحول در نقش معلم، که مغز متفکر فرآیند یاددهی است، میسر نخواهد بود. نقش هوش مصنوعی در این میان، تامین زیرساخت های تحلیلی لازم برای تحقق آموزش شخصی سازی شده (Personalized Learning) است که در آن، الگوریتم ها الگوهای یادگیری، ضعف ها و قوت های هر دانش آموز را شناسایی می کنند. این شناسایی، بار سنگین تحلیل های مکرر را از دوش معلم برمی دارد و به او اجازه می دهد تا بر وظایف سطح بالاتر مانند پرورش مهارت های نرم، هدایت پژوهش های کلاسی، و ارزیابی های کیفی تمرکز نماید. جایگاه معلم پژوهنده در این ساختار نوین، محوری است؛ زیرا او کسی است که نتایج تحلیل های سیستم های هوشمند را تفسیر کرده، آن ها را با درک عمیق انسانی خود ترکیب می کند، و روش های تدریس را بر اساس شواهد جمع آوری شده توسط AI به طور مستمر بهبود می بخشد. نتایج مفهومی این تحلیل نشان می دهد که ادغام موفقیت آمیز هوش مصنوعی مستلزم تعریف مجدد صلاحیت های حرفه ای معلمان و سرمایه گذاری در توسعه سواد داده و سواد هوش مصنوعی در میان جامعه فرهنگیان است. از منظر کاربردی برای نظام آموزش و پرورش ایران، این پژوهش بر لزوم تدوین سند راهبردی ملی برای ادغام اخلاقی و موثر فناوری های هوشمند تاکید دارد تا از بروز شکاف های دیجیتال و نابرابری های آموزشی ناشی از دسترسی نابرابر به این ابزارها جلوگیری شود. در نهایت، پایداری نظام آموزشی در گرو تبدیل معلمان به کاشفان فعال دانش و بهبوددهندگان سیستم در تعامل پویا با هوش مصنوعی خواهد بود.
کلیدواژه ها:
کلمات کلیدی: هوش مصنوعی ، معلم پژوهنده ، یادگیری هوشمند ، آموزش نوین ، آموزش و پرورش ، شخصی سازی یادگیری ، سواد داده.
نویسندگان
سکینه شجاعی
کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه تربیت معلم شهید باهنر شیراز