هوش مصنوعی و عدالت آموزشی؛ فرصت طلایی یا شکاف پنهان؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_9623

تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این مقاله به تحلیل رابطه دوگانه هوش مصنوعی و عدالت آموزشی می پردازد. از یک سو، هوش مصنوعی با قابلیت های انقلابی خود در شخصی سازی یادگیری، کاهش موانع جغرافیایی و ارائه ابزارهای پشتیبانی، نوید تحقق عدالت آموزشی را به مثابه وضعیتی که در آن ویژگی های فردی و اجتماعی فراگیران مانع دسترسی عادلانه و موفقیت تحصیلی آنان نمی شود، می دهد. از سوی دیگر، خطر تعمیق شکاف های موجود از طریق تقویت شکاف دیجیتال، سوگیری های الگوریتمی، سلطه بازیگران خاص فناورانه و نابرابری در تولید و مالکیت داده، به عنوان یک تهدید جدی مطرح است. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و با اتکا به مبانی نظری عدالت آموزشی (از جمله نظریه های رالز، سن و فریر) و بررسی نمونه های کاربردی جهانی، به واکاوی این فرصت ها و تهدیدها می پردازد. یافته ها نشان می دهد که تحقق عدالت محورانه هوش مصنوعی در گروی تدوین چارچوب های حکمرانی جامع، سیاست گذاری آگاهانه، توانمندسازی معلمان، و بومی سازی فناوری ها با توجه به زمینه های فرهنگی-اجتماعی است. در پایان، یک مدل مفهومی پیشنهادی برای نظام آموزشی ایران ارائه شده است.کلیدواژه ها: هوش مصنوعی در آموزش، عدالت آموزشی، شخصی سازی یادگیری، سوگیری الگوریتمی، شکاف دیجیتال، سیاست گذاری آموزشی، اخلاق هوش مصنوعی.مقدمهظهور و گسترش شتابان هوش مصنوعی، عرصه های گوناگون حیات بشری از جمله آموزش را با تحولی بی سابقه مواجه ساخته است. فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، با توانایی پردازش حجم عظیم داده و ارائه تحلیل های پیچیده، در حال بازتعریف روش های سنتی تدریس، یادگیری و ارزیابی هستند. در این میان، مفهوم «عدالت آموزشی» به عنوان یکی از آرمان های اصلی نظام های آموزشی مدرن و سنگ محک ارزیابی کیفیت و کارآمدی این نظام ها، نسبت جدید و پیچیده ای با این فناوری یافته است. پرسش محوری این است که آیا هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک تسهیل گر قدرتمند، موانع تاریخی دسترسی به آموزش کیفی را برای گروه های محروم و حاشیه نشین برطرف کند، یا آنکه با ایجاد لایه های جدید نابرابری، شکاف موجود را عمیق تر خواهد ساخت؟ این مقاله با هدف تحلیل نظام مند این نسبت دوگانه و ارائه چشم اندازی برای بهره گیری عادلانه از هوش مصنوعی در آموزش، به ویژه در بستر ایران، نگاشته شده است. ساختار مقاله از چارچوب علمی-پژوهشی پیروی کرده و تلاش دارد با نگاهی تحلیلی، هم جنبه های نظری و هم مصادیق عملی این پدیده را بررسی نماید.

نویسندگان

معصومه لعلی

لیسانس الهیات ومعارف اسلامی دانشگاه پیام نور دزفول

زهره موسوی

لیسانس. آموزش ابتدایی . فرهنگیان امام رضا اندیشمک