الگوی «کلاس پویا» بر پایه حرکت، بازی و تعامل برای افزایش یادگیری پایدار دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9600
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
الگوی آموزش سنتی که مبتنی بر انتقال صرف اطلاعات از سوی معلم به دانش آموز و کم تحرکی در محیط کلاس است، در پاسخگویی به نیازهای شناختی، عاطفی و جسمانی نسل جدید دانش آموزان ناکارآمد شده است. این ناکارآمدی در حالی رخ می دهد که پژوهش های نوین علوم اعصاب و روان شناسی تربیتی بر نقش حیاتی حرکت، بازی و تعامل فعال در شکل گیری مسیرهای عصبی پایدار و تعمیق یادگیری تاکید دارند. این مقاله به معرفی و تبیین «الگوی کلاس پویا مبتنی بر حرکت، بازی و تعامل» می پردازد؛ الگویی که هدف آن گذار از محیط های یادگیری منفعل به فضاهای فعال، مشارکتی و چندحسی است. رویکرد کلاس پویا، یادگیری را فرآیندی فعال، سازنده و مبتنی بر تجربه زیسته دانش آموز تلقی می کند و بر این فرض استوار است که بدن، ذهن و محیط یادگیری به صورت جدایی ناپذیری با هم در تعامل هستند.مفهوم کلیدی در این الگو، «پویایی» است که شامل سه رکن اساسی است: حرکت فیزیکی هدفمند، بازی ساختارمند به عنوان ابزار اکتشاف و حل مسئله، و تعاملات اجتماعی غنی که منجر به شکل گیری درک مشترک می شود. تئوری های پشتوانه این الگو شامل نظریه سازه گرایی اجتماعی ویگوتسکی، نظریه یادگیری فعال پیاژه و نظریه های نوین یادگیری بدن مند (Embodied Cognition) است. نظریه یادگیری بدن مند بیان می کند که فرآیندهای شناختی به شدت متاثر از ویژگی های فیزیکی بدن و تعاملات ما با محیط هستند. در کلاس پویا، حرکت صرفا استراحتی برای بدن نیست، بلکه جزء لاینفک فرآیند پردازش اطلاعات است. مطالعات نشان می دهند که فعالیت های حرکتی می توانند جریان خون مغزی، آزادسازی فاکتورهای نوروتروفیک (مانند BDNF) و بهبود عملکرد اجرایی مغز (شامل حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی و مهار پاسخ ها) را تقویت کنند، که همگی زمینه ساز یادگیری پایدار هستند.نقش بازی در این الگو، فراتر از سرگرمی است؛ بازی به عنوان یک بستر امن برای آزمون فرضیه ها، تجربه شکست و یادگیری از طریق خطا، و توسعه مهارت های حل مسئله پیچیده عمل می کند. بازی ها می توانند برای شبیه سازی موقعیت های واقعی، تمرین مهارت های اجتماعی و تقویت هوش هیجانی طراحی شوند. تعامل، رکن سوم است که به صورت شبکه ای بین دانش آموزان و معلم شکل می گیرد. این تعامل شامل گفت وگوی سازنده، کار گروهی مشارکتی، و بازخورد مداوم است که به ایجاد «منطقه توسعه بالقوه» (ZPD) مطابق دیدگاه ویگوتسکی کمک می کند. در محیط کلاس پویا، دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه از یکدیگر بیاموزند، ایده های خود را دفاع کنند و درک خود را با دیگران تنظیم نمایند.پیاده سازی این الگو در نظام آموزش وپرورش ایران مستلزم بازنگری در طراحی فیزیکی کلاس ها، طراحی برنامه درسی انعطاف پذیر و مهم تر از همه، تحول در نقش حرفه ای معلم است. معلم از نقش منتقل کننده دانش به تسهیل گر، طراح تجربه و مربی شناختی تبدیل می شود. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی عملی برای ادغام این مولفه ها در فرآیند آموزش رسمی کشور تدوین شده است تا به دستیابی اهداف سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در زمینه پرورش انسان هایی خلاق، متفکر و متعهد کمک کند. نتیجه گیری مقاله بر این نکته استوار است که پذیرش کلاس پویا نه یک انتخاب صرفا روش شناختی، بلکه یک ضرورت تربیتی برای تضمین کیفیت و پایداری یادگیری در قرن بیست ویکم است.
کلیدواژه ها:
واژگان کلیدی: کلاس پویا ، یادگیری پایدار ، حرکت و یادگیری ، بازی وارسازی ، تعامل سازنده ، علوم اعصاب تربیتی ، طراحی آموزشی ، نظام آموزش وپرورش ایران.
نویسندگان
صالحه میرانی
کارشناسی ارشد ادبیات دانشگاه آزاد جیرفت