تلفیق هنر تدریس و فناوری هوش مصنوعی در طراحی مدل های هوشمند یاددهی–یادگیری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_9585
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی نوین، در پیوند با تحولات بنیادین ناشی از انقلاب چهارم صنعتی، نیازمند بازنگری اساسی در پارادایم های یاددهی–یادگیری هستند. در این میان، هوش مصنوعی (AI) به عنوان یک نیروی تحول آفرین، ظرفیت بی سابقه ای را برای شخصی سازی، بهینه سازی و افزایش کارایی فرایندهای آموزشی فراهم آورده است؛ با این وجود، غفلت از جنبه های بنیادین و انسانی آموزش، یعنی «هنر تدریس»، می تواند این تحولات فناورانه را به سمت ماشین محوری سوق دهد. این مقاله علمی–پژوهشی با هدف بررسی عمیق و تحلیلی امکان ها و چالش های تلفیق موثر هنر تدریس به مثابه یک کنش پیچیده انسانی، خلاقانه و اخلاقی با فناوری های هوش مصنوعی در طراحی مدل های هوشمند یاددهی–یادگیری، به ویژه در بستر نظام آموزش و پرورش ایران، تدوین شده است. تحلیل ها نشان می دهد که در حالی که هوش مصنوعی در خودکارسازی وظایف تکراری، تحلیل داده های یادگیری (Learning Analytics) و ارائه محتوای تطبیقی (Adaptive Content) نقش محوری ایفا می کند، نقش معلم به عنوان خالق تجربه یادگیری، تسهیل گر تعاملات اجتماعی، و پرورش دهنده مهارت های شناختی سطح بالا (نظیر تفکر انتقادی و حل مسئله خلاقانه)، نه تنها کمرنگ نمی شود، بلکه پیچیده تر و حیاتی تر می گردد. هنر تدریس، شامل توانایی برقراری ارتباط عاطفی، درک ظرافت های شناختی دانش آموزان، انطباق لحظه ای با نیازهای متغیر کلاس، و انتقال ارزش های بنیادین تربیتی است که الگوریتم های کنونی قادر به بازآفرینی کامل آن ها نیستند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی–توصیفی، ابتدا به تبیین مفهوم هنر تدریس در دوران گذار دیجیتال پرداخته و سپس نقش هوش مصنوعی را نه به عنوان جایگزین، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت و بسط توانمندی های معلمین بررسی می کند. بخش های میانی مقاله به ارائه چارچوب هایی برای تلفیق این دو عنصر می پردازد؛ از جمله استفاده از هوش مصنوعی برای طراحی آموزشی مبتنی بر داده (Data-Driven Instructional Design)، شخصی سازی مسیرهای یادگیری بر اساس مدل های شناختی پیچیده، و بازتعریف شایستگی های حرفه ای معلم در عصر هوشمند. تاکید ویژه ای بر این نکته صورت می گیرد که مدل های موفق آینده، مدل هایی خواهند بود که در آن ها، الگوریتم ها وظیفه مدیریت کارایی محتوایی را بر عهده می گیرند، در حالی که معلم انسانی بر پرورش ابعاد غیرقابل سنجش یادگیری، مانند خلاقیت، همدلی و حکمت، متمرکز می شود. همچنین، چالش های اخلاقی، حفظ حریم خصوصی داده های آموزشی، و لزوم توسعه سواد هوش مصنوعی برای کلیه ذینفعان نظام آموزشی ایران مورد کالبدشکافی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که موفقیت در ادغام هوش مصنوعی و هنر تدریس، مستلزم بازنگری در برنامه های تربیت معلم، طراحی زیرساخت های فناورانه متناسب با بافت فرهنگی، و ایجاد یک گفتمان تربیتی است که در آن، فناوری در خدمت اهداف عمیق تر انسانی آموزش قرار گیرد، نه اینکه اهداف انسانی در خدمت بهینه سازی های الگوریتمی تعریف شوند. این تلفیق، نویدبخش خلق مدل های یاددهی–یادگیری عمیق تر، معنادارتر و منصفانه تر خواهد بود، مشروط بر آنکه رویکردی آگاهانه و مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت در این مسیر اتخاذ شود.
کلیدواژه ها:
کلیدواژه ها: هوش مصنوعی در آموزش ، هنر تدریس ، طراحی آموزشی هوشمند ، شخصی سازی یادگیری ، نظام آموزش و پرورش ایران ، خلاقیت تربیتی ، تحول دیجیتال آموزشی.
نویسندگان
محبوبه محمد پور
کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه شهید رجایی شیراز