دستوری شدگی و بسط استعاری در اشعار سهراب سپهری
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل «دستوری شدگی و بسط استعاری» در اشعار سهراب سپهری،از منظر زبان شناسی شناختی (cognitive linguistic) می پردازد. در فرایند دستورشدگی، واژگان تبدیل به عناصر دستوری شده به طوری که معنا و مفهوم و گاه حتی نحوه تلفظ واژه تابعی از تغییرات کارکردهای صرفی و نحوی واژه خواهد بود. یکی از رویکردهای دستوری شدگی، بسط استعاری است که در دو قلمرو «جسمی شدگی» و «بسط معنایی و انتقال مفهوم از حوزه مبدا به مقصد در افعال» صورت می پذیرد.
با در نظر گرفتن سرشت استعاری و «بوطیقای سورئالیستی» شعر سهراب سپهری و بررسی کامل نمونه های بسط استعاری در شعر وی، به تحلیل چگونگی باز تولید معنا در دستوری شدگی اعضای بدن، همچنین بسط معنا در حرکت افعال از قلمروهای عینی به انتزاعی و تحلیل نگاشت ها میان دو حوزه مبدا – مقصد پرداخته ایم و با توجه به امکانات گسترده تصویری شعر سهراب نتایج به دست آمده به شیوه توصیفی _ تحلیلی با استنادبه بررسی کامل نمونه های دستورشدگی و بسط در «هشت کتاب» ارائه شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.