هنر به مثابه راهبرد سلامت روانی در مدرسه: تحلیل پیوند میان تجربه هنری و تاب آوری دانش آموزان
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5424
تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404
چکیده مقاله:
زمینه و مسئله پژوهش: در دهه های اخیر، فشارهای تحصیلی، اجتماعی و روانی وارده بر دانش آموزان افزایش چشمگیری یافته است، که این امر سلامت روان جامعه دانش آموزی را به شدت به چالش کشیده است. نظام های آموزشی سنتی اغلب بر جنبه های شناختی و کمی تاکید دارند و کمتر به ابعاد عاطفی، خلاقانه و ترمیمی دانش آموزان توجه می کنند. این خلاء، نیاز مبرمی به شناسایی و به کارگیری راهبردهای موثر و درون زای مبتنی بر تجربه زیسته برای تقویت سلامت روان و تاب آوری در محیط مدرسه ایجاد کرده است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین سازوکارهای نظری و مفهومی است که از طریق آن ها، درگیری فعال و معنادار دانش آموزان با فرآیندهای هنری (شامل تجسمی، نمایشی و موسیقیایی) می تواند به ارتقاء ظرفیت های تاب آوری روانی آن ها در برابر استرس ها و ناملایمات کمک کند. اگرچه تاثیرات کلی هنر بر رشد شناخته شده است، اما نحوه دقیق عملکرد این مکانیسم ها در زمینه تقویت تاب آوری در ساختارهای آموزشی نیازمند تحلیل نظری عمیق تری است.روش شناسی تحلیل نظری: این مقاله یک پژوهش غیرآزمایشی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و نظری است. هدف اصلی، سنتز و یکپارچه سازی مفاهیم کلیدی از نظریه های بنیادی روانشناسی و آموزش هنر است. تحلیل داده ها بر پایه بازخوانی انتقادی و تلفیق چارچوب های نظری شامل زیبایی شناسی آموزشی دیوید آیزنر (تاکید بر آموزش مبتنی بر تجربه)، نظریه خودتعیین گری (SDT) (نقش استقلال و شایستگی در انگیزش درونی)، نظریه بار شناختی (CLT) (مدیریت پیچیدگی های عاطفی از طریق بیان غیرکلامی)، یادگیری معنادار آزوبل (ادغام مفاهیم جدید هنری با ساختارهای شناختی موجود) و ساخت گرایی اجتماعی ویگوتسکی (نقش بستر اجتماعی و تعامل در خلق معنا) صورت پذیرفته است. همچنین، مفهوم عدالت شناختی به عنوان زمینه ای برای تضمین دسترسی برابر به این راهبردها مورد توجه قرار گرفته است.یافته های مفهومی: تحلیل نظری نشان داد که تجربه هنری به عنوان یک "فضای امن برای آزمونگری" عمل می کند. این فضا امکان پردازش هیجانات پیچیده را بدون نیاز به مدل های زبانی محدود فراهم می آورد (کارکرد کاتارسیس غیرمستقیم). طبق مدل SDT، مشارکت در فعالیت هنری که بر فرآیند (نه صرفا محصول) تاکید دارد، حس شایستگی و خودکنترلی را تقویت می کند که از ارکان اصلی تاب آوری است. تحلیل مبتنی بر CLT نشان داد که هنر، به ویژه هنگامی که بار شناختی بیش از حد ناشی از استرس وجود دارد، به عنوان یک راهبرد بازنمایی ثانویه عمل کرده و بار پردازش اطلاعات را از مسیرهای شناختی خطی به مسیرهای حسی-حرکتی منتقل می سازد. علاوه بر این، تعاملات گروهی در فرآیند خلق هنر (از منظر ویگوتسکی) به شکل گیری حمایت های اجتماعی درون مدرسه ای و تقویت هویت جمعی کمک می کند. زیبایی شناسی آیزنر نیز بر اهمیت "کیفیت تجربه" و "حس زیباشناختی" در شکل دهی به درک دانش آموز از جهان و توانایی او در مواجهه با سختی ها تاکید دارد.نوآوری و کاربردها: نوآوری این پژوهش در ارائه یک مدل مفهومی تلفیقی برای توجیه علمی ادغام فعالیت های هنری در برنامه های سلامت روان مدرسه است که فراتر از صرفا جنبه های سرگرمی یا پر کردن اوقات فراغت عمل می کند. این چارچوب به سیاست گذاران آموزشی و روانشناسان مدرسه امکان می دهد تا برنامه های مداخله ای مبتنی بر هنر را به طور منسجم تر طراحی کنند. کاربرد اصلی، توسعه پروتکل هایی برای تقویت تاب آوری در برابر چالش هایی نظیر قلدری سایبری، اضطراب عملکرد و تغییرات محیطی از طریق فعالیت های هنری ساختارمند و با پشتوانه نظری قوی است. این پژوهش بر لزوم بازنگری در نقش هنر در برنامه درسی به عنوان یک راهبرد بنیادین سلامت روان تاکید می کند.
نویسندگان
فخرنساء سعیدی گراغانی
آموزش و پرورش دبستان دخترانه شاهد دوره دوم