برنامه درسی نانوشته و تاثیر آن بر ارزش ها و نگرش های دانش آموز

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5419

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

زمینه: نظام های آموزشی نوین، به موازات طراحی برنامه های درسی رسمی و مدون، عرصه ای پیچیده برای انتقال ارزش ها و شکل دهی به نگرش های دانش آموزان فراهم می آورند. با این حال، بخش اعظم این فرآیند تربیتی از طریق مکانیزم های پنهان و ناآشکار صورت می گیرد که در ادبیات تعلیم و تربیت با عنوان "برنامه درسی نانوشته" (Hidden Curriculum) شناخته می شود. این برنامه شامل مجموعه ای از هنجارها، باورها، ارزش ها و رفتارهایی است که مدرسه، به عنوان یک نهاد اجتماعی، آن ها را به صورت ضمنی و از طریق ساختارها، تعاملات روزمره، رویه های اداری، و انتظارات فرهنگی منتقل می کند. در عصری که تمرکز اصلی بر سنجش نتایج یادگیری عینی و سنجش پذیر است، غفلت از تاثیر عمیق برنامه نانوشته بر شکل گیری جهان بینی، هویت اخلاقی، و نگرش های اجتماعی دانش آموزان یک نقص جدی محسوب می شود. این چکیده با هدف واکاوی دقیق تر این پدیده و تبیین مکانیسم های تاثیرگذاری آن بر فرآیند ارزش آموزی و نگرش سازی در نظام آموزشی تدوین شده است.مسئله: مسئله اصلی پژوهش حاضر برآمده از شکاف عمیق میان محتوای اعلام شده (رسمی) و محتوای تجربه شده (نانوشته) در محیط های یادگیری است. در حالی که برنامه درسی رسمی بر اصول دموکراسی، عدالت و تفکر انتقادی تاکید دارد، ساختارهای قدرت، سلسله مراتب موجود در روابط معلم و دانش آموز، نظام پاداش و تنبیه، و حتی معماری فیزیکی مدارس اغلب پیام هایی متناقض درباره اطاعت پذیری، تمرکز قدرت، و اهمیت سلسله مراتب اجتماعی مخابره می کنند. این تناقض، فرآیند "اجتماعی سازی پنهان" را فعال ساخته و منجر به شکل گیری نگرش هایی می شود که لزوما با اهداف تربیتی عالی همسو نیستند. چگونگی تبدیل این پیام های ضمنی به یک "بار ارزشی نابرابر" که نابرابری های اجتماعی موجود را بازتولید می کند، کانون توجه این بررسی تحلیلی است. ما به دنبال پاسخگویی به این سوال هستیم که مکانیسم های انتقال ارزش ها از طریق برنامه نانوشته چگونه بر شکل گیری مولفه های اصلی نگرش (عاطفی، شناختی و رفتاری) دانش آموزان اثر می گذارد؟هدف: هدف این مقاله، تحلیل عمیق و مفهومی ماهیت چندوجهی برنامه درسی نانوشته، شناسایی مکانیسم های بنیادین انتقال ارزش ها از طریق آن، و تبیین پیامدهای بلندمدت این فرآیند بر توسعه هویت اخلاقی، میزان عاملیت (Agency) و شکل گیری نگرش های اجتماعی دانش آموزان در بستر نظام آموزشی ایران است. هدف فرعی شامل ارائه یک چارچوب نظری تلفیقی برای فهم بهتر این پدیده و ارائه راهکارهایی برای تسهیل همسویی بیشتر بین برنامه های درسی رسمی و غیررسمی است.چارچوب نظری تلفیقی: این پژوهش از یک چارچوب نظری چندسطحی استفاده می کند. ساخت گرایی اجتماعی (Social Constructivism) مبنایی برای درک این موضوع فراهم می آورد که ارزش ها و نگرش ها نه به صورت ذاتی، بلکه در بستر تعاملات اجتماعی و ساختارهای فرهنگی مدرسه شکل می گیرند. نظریه یادگیری معنادار آزوبل (Ausubel's Meaningful Learning Theory) به ما کمک می کند تا بفهمیم چگونه اطلاعات جدید (ارزش ها) تنها زمانی در ساختار شناختی فرد تثبیت می شوند که به ساختارهای پیشین او متصل گردند؛ برنامه نانوشته این اتصال را به شیوه ای ناخودآگاه و غالبا قوی تر از آموزش صریح برقرار می سازد. همچنین، نظریه بار شناختی (CLT) در اینجا برای تحلیل بار اضافی که پیام های متناقض نانوشته بر پردازش شناختی دانش آموز وارد می کنند، به کار می رود. در نهایت، نظریه خودتعیین گری (SDT) برای تحلیل تاثیر برنامه نانوشته بر نیازهای روان شناختی بنیادین (شایستگی، ارتباط و خودمختاری) و تاثیر آن بر میزان اطاعت پذیری در برابر عاملیت فردی به کار گرفته می شود. تلفیق این نظریه ها امکان تحلیل ابعاد ساختاری، شناختی و روان شناختی برنامه نانوشته را فراهم می آورد.روش مفهومی/تحلیلی: رویکرد این پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مفهومی و استنتاجی (Conceptual/Analytical Review) است. با توجه به ماهیت انتزاعی و غیرقابل مشاهده بودن برنامه درسی نانوشته، روش تحقیق بر پایه مطالعه انتقادی اسناد، مبانی نظری و پژوهش های پیشین در حوزه های جامعه شناسی آموزش، فلسفه تعلیم و تربیت و روان شناسی تربیتی استوار است. از طریق استنتاج از شواهد کیفی موجود، مکانیسم های انتقال ارزش (مانند انضباط خاموش، بازتولید سلسله مراتب) مفهوم سازی شده و پیامدهای آن ها بر شکل گیری نگرش ها تحلیل می شوند.یافته های مفهومی: تحلیل ها نشان می دهد که برنامه درسی نانوشته از طریق «اجتماعی سازی پنهان ارزش ها» به صورت موثرتری عمل می کند تا آموزش های رسمی. این فرآیند اغلب به «بار ارزشی نابرابر» منجر می شود، جایی که دانش آموزان طبقات اجتماعی پایین تر بیشتر تحت تاثیر ارزش های مطیعانه و نظم گرا قرار می گیرند، در حالی که نخبگان آموزشی مهارت های عاملیت و تفکر انتقادی را به صورت غیررسمی کسب می کنند. «انضباط خاموش» به عنوان مکانیزم اصلی اعمال کنترل بر بدن ها و ذهن ها، مانع از توسعه کامل عاملیت دانش آموز می شود. این سازوکارها در نهایت به «درونی سازی هنجارها»ی اجتماعی می انجامد که ممکن است با آرمان های دموکراتیک در تضاد باشند.دلالت ها: این پژوهش بر لزوم بازنگری جدی در نحوه طراحی محیط های یادگیری تاکید دارد. دلالت اصلی این است که تا زمانی که ساختارهای قدرت و رویه های روزمره مدرسه به صورت آگاهانه اصلاح نشوند، اهداف تربیتی مرتبط با توسعه شهروندی فعال، تفکر انتقادی و عدالت، تنها در حد شعار باقی خواهند ماند. شناسایی پیامدهای نابرابرساز برنامه نانوشته، سیاست گذاران را ملزم می سازد تا تمرکز خود را از صرفا اصلاح محتوا به اصلاح ساختار و فرهنگ سازمانی مدرسه منتقل کنند.

نویسندگان

صدیقه کمساری استاجی

آموزش و پرورش