نقد فمینیستی و جامعه شناختی ادبیات معاصر فارسی: تحلیلی بر بازنمایی جنسیت و ساختارهای قدرت در ادبیات دهه هشتاد و نود

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5414

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

ادبیات معاصر فارسی، به مثابه آیینه ای شفاف از تحولات پیچیده اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران، همواره محمل مناقشات نظری و تفسیری بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی میان رشته ای، بر تلاقی نقد فمینیستی و جامعه شناسی ادبیات تمرکز دارد تا ساختارهای قدرت، بازنمایی های جنسیتی و نقش ادبیات در بازتولید یا نقد هژمونی های موجود در جامعه ایران، به ویژه در آثار شاخص دهه های اخیر (دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی) را واکاوی کند. ادبیات معاصر ایران، به ویژه در ژانرهایی چون رمان و داستان کوتاه، صحنه ای است که در آن، مفاهیم بنیادین جامعه شناسی ادبیات، نظیر «میدان ادبی» (Field) و «هابیتوس» (Habitus) (بوردیو، ۱۳۸۰)، با نظریات انتقادی فمینیسم درباره «دیگری» زنانه (سیمن، ۱۳۸۹) تلاقی می یابند. این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظری تلفیقی مبتنی بر جامعه شناسی بوردیویی و نقد فمینیستی فمینیست های موج سوم و چهارم (به ویژه الین شوالتر و مفاهیم «مادرادبیات» و «متا-ادبیات») (شوالتر، ۱۳۸۵)، به دنبال کشف این نکته است که چگونه فضاها و روایت های ادبی، جایگاه اجتماعی زنان نویسنده و شخصیت های زن را شکل می دهند و آیا این بازنمایی ها صرفا تقلیدی از کلیشه های مردسالارانه هستند یا قادر به تولید مقاومت و بازتعریف هویت زنانه در بستر جامعه متغیر امروز ایران می باشند. تمرکز بر آثار معاصر نشان می دهد که اگرچه فضای ادبی شاهد افزایش صدای نویسندگان زن و طرح مستقیم تر مسائل جنسیتی است، اما همچنان سایه سنگین ساختارهای پدرسالارانه، چه در ساختار نشر و چه در محتوای داستان ها، قابل مشاهده است. این تحلیل نشان می دهد که چگونه «سرمایه نمادین» در میدان ادبی، اغلب به نفع روایت های مسلط (مردانه) توزیع شده است، در حالی که تلاش هایی برای زیر سوال بردن این توزیع از طریق «بازنمایی های چندپاره» (Fragmented Representations) از زن بودن در جریان است. یافته های پژوهش حاکی از دوگانگی در وضعیت ادبیات معاصر است: از یک سو، شاهد ظهور گونه ای از «ادبیات مقاومت زنانه» هستیم که صریحا به سوژه های سرکوب شده می پردازد؛ از سوی دیگر، برخی آثار جریان اصلی، به دلیل فشارهای بازار و ساختارهای هژمونیک، به بازتولید ایدئولوژیک تصویر زن ایده آل یا زن قربانی تن می دهند. این پژوهش با ارائه تحلیل های موشکافانه از کارکردهای جامعه شناختی متن ادبی، به دنبال پر کردن شکاف میان نظریه فمینیستی و تحلیل موردی ادبیات فارسی معاصر است و تاکید می کند که نقد این متون نیازمند درکی عمیق از «میدان قدرت» است که این متون در آن تولید و مصرف می شوند. نتایج این مطالعه می تواند راهگشای پژوهش های آینده در زمینه مطالعات فرهنگی و تحلیل گفتمان های جنسیتی در ادبیات ایران باشد.

نویسندگان

زری کنعانی نژاد شلمانی

معاون اجرایی اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود